و از جمله ادلّهء متقنه بر فرار عمر بن خطاب روايتى است كه واقدى در كتاب « مَغازى » خود در قصّه حُدَيبيّهء ذكر كرده است « 1 » از ابو سعيد خُدْرى كه مىگويد : من روزى نزد عمر بن خطاب نشسته بودم و گفت : در روز حُدَيْبيّه در رسالت پيغمبر
هامش
- موسى بن ضمرة بن سعيد از پدرش كه گفت : چند عدد مِرْط ( كسائى است از خز يا كتان ) براى عمر بن خطّاب آوردند كه در ميان آنها يك عدد آن خوب و وسيع بود . بعضى گفتند : خوب است اين را براى صفيّه دختر أبى عُبَيد كه زوجه عبد الله بن عمر است بفرستى ، چون او دخترى است جوان و هنوز با عبد الله زفافشان واقع نشده است . چون اين مِرْط ( شبيه پتوهاى امروز ما ) فلان و فلان مقدار ارزش دارد . عمر گفت : من آن را مىفرستم براى كسى كه بدان سزاوارتر است و او امّ عمارة نسيبة دختر كعب است . من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : در روز احُد : ما التفت يميناً و لا شمالًا إلّا و أنا أراها تقاتل دونى . « من به راست يا چپ متوجّه نمىشدم مگر اينكه مىديدم امّ عمارة براى حفظ من مشغول جنگ است . » اين داستان نيز با داستان قبل بى شباهت نيست .
( 1 ) و از جمله ادلّهء فرار عمر و عثمان نسبت تشيّعى است كه بعضى به واقدى دادهاند به جهت آنكه در بسيارى از مواضع كتابش عمر و عثمان را در مكانت مورد نظر قرار نمىدهد ، از جمله آنكه در كتاب خود عثمان و عمر ، و يا عمر ، و يا عثمان را با اسم نام برده است و جزء فراريان از غزوهء احُد شمرده است . دكتر مارسدن جونس كه مقدمهاى بر كتاب « مغازى » واقدى نوشته است در ص 18 مىگويد : مثلًا در نسخهء خطّى ما كه ما آن را اصل و مصدر براى اين طبع « مغازى » قراردادهايم يك ستونى را ملاحظه مىكنيم كه نام فراريان از غزوهء احُد را برده است و با اين كلمات شروع مىكند : « و از جمله فراريان فلان ، و حارث بن حاطب و ثعلبة بن حاطب ، و سواد بن غزية ، و سعد بن عثمان و عقبة بن عثمان ، و خارجة بن عامر كه به ملل رسيد ، و اوس بن قيظى در ميان جمعى از بنى حارثه بودهاند » در صورتى كه مىبينيم ابن أبى الحديد ، به جاى لفظ فلان ، عمر و عثمان را ذكر كرده است و بلاذرى از واقدى عثمان را ذكر كرده است . و از اينجا با روشنى و وضوح ظاهر مىشود كه صريح عبارت واقدى در نسخهء خطّى اصل ، عثمان و عمر و يا عمر تنها يا عثمان تنها بوده است كه در روز احد پشت كرده و فرار نمودهاند أمّا ناسخ از روى آن نسخهء اصل دلش حاضر نشده است اين فرار را در حقّ عمر يا عثمان بپذيرد فلهذا نام آن دو نفر و يا نام يكى از آنها را به لفظ فلان تبديل نموده است . و ما شك نداريم كه عبارت نصّ و صريح واقدى به دست جماعتى از شيعه افتاده است ، و در آن اين اخبارى را كه در حقّ عمر و عثمان ذكر كرده است ، خواندهاند و بر اين اساس معتقد شدهاند كه او شيعه بوده است . تمام شد محلّ حاجت از گفتار دكتر مارسدن جونس .