تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
مداراى عثمان كافى است حديث أنس از رسول خدا صلّى الله عليه و آله كه : چون هنگام دفن رقيّه دختر عزيز خود كه مىخواستند جنازه را داخل قبر بگذارند و خود رسول خدا بر لب قبر نشسته بود و از دو چشمش اشك مىريخت ، گفت : كدام يك از شما ديشب با زنش همبستر نشده است ؟ ! أبو طلحه أنصارى « 1 » گفت : من . رسول خدا به او امر كردند در قبر برود و جنازه رقيّه را بگذارد . ابن بَطّال مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخواست عثمان را از نزول در قبر رقيّه محروم كند در حالى كه سزاوارترين مردم به نزول در قبر رقيّه ، عثمان بود چون شوهرش بود و عُلقه و همبستگى خاصّى را عثمان از دست داده بود كه قابل جبران نبود . امّا چون رسول خدا فرمود : كيست از شما كه ديشب با أهلش همبستر نشده است ؟ عثمان ساكت شد و نگفت : من . او در شبى كه زوجه‌اش مرده است غمى از اين مصيبت بر او حاصل نشد ، غمى كه انقطاع دامادى وى را از رسول خدا در بردارد ، و او در همان شب از آميزش خوددارى ننموده است و بدين جهت است كه پيامبر او را از چيزى كه حقّش بود و از أبو طلحه و غير ابو طلحه بدان سزاوارتر بود منع كردند . و اين معنى حديث را روشن است و گويا رسول خدا صلّى الله عليه و آله آميزش او را در آن شب بواسطهء وحى مىدانستند امّا به او چيزى نگفتند چون كار حرامى نكرده بود ، كارش حلال بوده است اما اين مصيبت تا اين اندازه در وى اثر نكرده بود كه او را از آميزش با كنيزك خود منع كند . فلهذا رسول خدا به تعريض غير صريح او را از داخل شدن در قبر و جنازهء زن خود را در قبر نهادن محروم نمودند ( الرّوض الانُف ، ج 2 ، ص
هامش
( 1 ) در « أُسد الغابة » در ترجمه أبو طلحه آورده است : او زيد بن سهل بن أسود بن حرام انصارى خزرجى بوده است ، كه در جنگ بدر و عقبه شركت داشته و در غزوهء احد مقام مشهودى را داشته است . او با جان خود از جان رسول خدا حمايت مىكرد ، و در مقابل او تير مىانداخت ، و سينه‌اش را بالا مىكشيد كه رسول خدا را حفظ كند و مىگفت : نحرى دون نحرك و نفسى دون نفسك . و رسول خدا مىفرمود : بانگ ابو طلحه در جنگ از صد نفر مرد بهتر است . رسول خدا ميان او و ابو عبيدهء جرّاح عقد اخوّت بست و در جميع مشاهد با رسول الله بود . و او شوهر امّ سليم مادر انس بن مالك است .