تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١

[ كشته شدن رقيه دختر رسول خدا به ضرب عثمان ]

عثمان ، دختر رسول خدا را كتك زد و با چوبه جهاز شتر آن‌قدر به او زد كه تو به پدرت خبر دادى ، و رسول خدا را از جا و محلّ او در خانه من مطّلع گردانيدى . رُقيّه به نزد رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرستاد و از اين جريان موحش او را با خبر كرد . رسول خدا صلّى الله عليه و آله به او پيام داد : اقنِى حَيَاءَكِ ، فَمَا أقْبَحَ بِالْمَرأةِ ذَاتِ حَسَبٍ وَ دِينٍ فِى كُلّ يَوْمٍ تَشْكُو زَوْجَهَا ! « ملازم حياى خودت باش ! چقدر زشت است براى زنى كه داراى حَسَب و ديانت است در هر روز از شوهر خودش شكايت كند ! » رقيّه چندين بار به واسطهء اين حادثه نزد رسول خدا فرستاد و رسول خدا او را امر به تحمّل و صبر مىنمود . چون بار چهارم فرستاد پيامبر على عليه السلام را خواند و به او فرمود : شمشيرت را برگير و به خانهء دختر پسر عمويت برو و او را بياور و اگر كسى بين تو او حائل شد با شمشير خُردش كن ! و خود رسول خدا صلّى الله عليه و آله مانند آدم حيران و واله از منزل خود به منزل عثمان به راه افتادند . پس علىّ عليه السلام دختر رسول خدا را بيرون
هامش
واقدى آورديم ، او از أبن اثير نقل مىكند و در پايان آن مىگويد : اين خبر را ابن ابى الحديد ايضاً نقل كرده و به طور تفصيل آورده است و گفته است : و بعضى گفته‌اند : او را در هشت ميلى مدينه يافتند و زيد بن حارثه و عمّار بن ياسر آن‌قدر به وى تير پرتاب كردند تا جان داد . و وى جدّ مادرى عبد الملك بن مروان بود - انتهى كلام ابن أبى الحديد . مجلسى گويد : اين قضيّه سبب شد كه عثمان دختر رسول خدا را بكشد ، چنان كه شرحش در باب مثالب عثمان و در باب احوال اولاد رسول الله صلّى الله عليه و آله خواهد آمد . انتهى كلام مجلسى . حقير گويد : اين گونه جنايات عثمان منحصر و دربارهء خصوص معاوية نبوده است . مسعودى در « التّنبيه و الإشراف » ص 232 و 233 گويد : رسول خدا صلّى الله عليه و آله در وقت فتح مكّه امر به قتل ابن أخْطَل و عبد الله بن سعد بن أبى سَرْح و مِقْيَس بن حبابه نمود ، و عبد الله بن سعد بن أبى سرح برادر مادرى عثمان بود و يكى از كاتبين وحى بود كه مرتد شد و به مشركين مكّه پيوست . چون رسول خدا أمر به قتل وى نمودند عثمان او را پنهان كرد و سپس به حضور پيغمبر آورد و امان خواست ، رسول خدا مدتى دراز سكوت نمودند و پس از آن فرمودند : آرى ! چون عثمان مراجعت كرد رسول خدا به حاضرين فرمود : من سكوت كردم تا يكى از شما برخيزد و فوراً گردنش را بزند . مردى از انصار گفت : چرا تو اشاره‌اى ننمودى ؟ رسول خدا فرمود : إنّ النّبىّ لا يقتل بالإشارة « پيامبر با اشاره كسى را نمىكشد » . و از اين حديث نيز مىتوان به حرمت ترور در اسلام پى برد . عبد الله بن سعد بن أبى سرح همان است كه عثمان او را در زمان خلافت غاصبه خويش معزّز و مكرّم داشت و حكومت مصر را به وى سپرد .