تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
نفرى او را كشتند ، و سپس حضور پيامبر آمده و او را از واقعه با خبر ساختند . و بعضى گفته‌اند : در ثَنِيّةُ الشّريد كه در هشت ميلى مدينه است او را يافتند ، و اين به جهت آن بود كه راه را خطا كرده بود . عمّار و زيد او را يافتند و پس از يافتن پيوسته به او تير مىزدند مانند هَدَفى كه نشانه روند ، تا جان داد « 1 » . مورّخين گويند : سه روزى كه در مدينه ماند پيوسته در جستجوى اوضاع و احوال پيغمبر و مسلمين بود تا آن را براى كفّار قريش خبر ببرد .

[ معاويه بن مغيره حمزه را مثله كرده بود ]

ابن أبى الحديد در « شرح نهج البلاغة » گويد : بَلاذُرى آورده است كه : اين معاوية ابن مُغيرة در روز احد ، بينى حضرت حمزه سيّد الشّهداء را بريد و او را مثله كرد . و اين معنى را از كَلبى روايت مىكند ، و مىگويد : او پسر عموى تحقيقى و نَسَبى عثمان بود . عثمان پسر عفّان بن أبى العاص است و او معاوية پسر مُغيرة بن أبى العاص . و از او يك دختر بيشتر باقى نماند به نام عائشه كه او را مروان حَكَم تزويج كرد و از او عبد الملك بن مروان متولّد شد « 2 » . و امّا داستان كشته شدن رقيّه بنت رسول الله صلّى الله عليه و آله طبق گفتار محمّد بن يعقوب كلينى در كتاب « كافى » « 3 » از اين قرار است كه : با سلسله سند متّصل خود روايت مىكند از يزيد بن خليفه حاربى كه گفت : در وقتى كه من حضور داشتم ، عيسى بن عبد الله از حضرت صادق عليه السلام از اين مسأله سؤال كرد كه : آيا جائز است زنان براى حضور بر جنازه از منزل بيرون روند ؟ ! حضرت از تكيه گاه خود جلو آمده ، درست نشستند و گفتند : اين مرد فاسق « 4 » پسر عمويش معاوية بن مغيره را با آنكه رسول الله خون او را هدر كرده بودند پناه داد و به دختر رسول خدا گفت : از مكان او پدرت را خبردار مكن ! گويا يقين
هامش
( 1 ) مغازى » واقدى ، ج 1 ، ص 333 و ص 334 . ( 2 ) شرح نهج البلاغة » طبع دار احياء الكتب العربيّة ، ج 15 ص 46 و ص 47 . ( 3 ) « كافى » طبع اسلاميّه ، ج 3 ، كتاب الجنائز ، باب النّوادر ، حديث 8 ، ص 251 تا ص 253 . ( 4 ) مراد عثمان است . و در روايت ، عبارتِ « عموى او مغيره » آمده است كه شايد بواسطه إسقاط ناسخان بوده ؛ و ما در ترجمه « پسر عمويش معاوية بن مغيرة » آورديم .