تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
نداشته است كه وحى مىآمده و به او خبر مىداده است . رقيّه گفت : من نمىتوانم دشمن پدرم را از او پنهان دارم . عثمان معاويه را در زير مِشجَب ( سه پايهء چوبى كه بر روى آن رخت پهن مىكنند ) قرار داده و قطيفه‌اى بر روى آن كشيد . و به رسول الله صلى الله عليه و آله وحى آمد و او را از مكان وى مطّلع كرد . رسول خدا به أمير المؤمنين عليه السلام فرمود : شمشيرت را حمايل كن و برو به منزل دختر پسر عمويت ، و اگر به معاويه دست يافتى او را بكش . أمير المؤمنين عليه السلام به منزل عثمان آمدند و گردش كردند و او را نيافتند و به نزد رسول أكرم صلّى الله عليه و آله بازگشته ، گفتند : من او را نيافتم . رسول خدا فرمودند : وحى به من رسيده است كه در زير مِشجَب است . پس از خروج أمير المؤمنين عليه السلام ، عثمان به منزل رفت و دست پسر عموى خود را گرفت و به حضور رسول الله آورد . چون رسول خدا او را ديدند سر به زير افكنده و توجهى به او ننمودند ، و رسول خدا صلّى الله عليه و آله بسيار با حيا و مهربان بودند . عثمان گفت : يا رسول الله اين پسر عموى من است : معاوية بن مُغِيرة بن ابى العاص ، و سوگند به آن كه تو را به حقّ برانگيخته است من او را ( در جنگ ) امان داده‌ام - سه بار اين را تكرار نمود . حضرت صادق عليه السلام سه بار فرمودند : سوگند به آن كه پيغمبر را به حقّ مبعوث كرده است ، او را امان نداده بود . كجا امان داده بود الّا اينكه عثمان از جانب راست پيامبر آمد ، و از جانب چپ آمد ، در مرتبه چهارم رسول خدا سرش را بلند نموده ، فرمود : سه روز به او مهلت دادم ، اگر در روز چهارم دستم به وى برسد او را خواهم كشت . چون پشت كردند و رفتند ، رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : اللّهُمّ الْعَنْ مُعَاوِيةَ بْنَ الْمُغيرةِ وَ الْعَنْ مَنْ يُؤْويهِ ، وَ الْعَنْ مَنْ يَحْمِلُهُ ، وَ الْعَنْ مَنْ يُطْعِمُهُ ، وَ الْعَنْ مَنْ يَسْقيهِ ، وَ الْعَنْ مَنْ يُجَهّزُهُ ، وَ الْعَنْ مَنْ يُعْطِيهِ سِقاءً أوْ حِذَاءً أوْ رِشَاءً ، أوْ وِعَاءً ! « خداوندا ، معاوية بن مغيره را لعنت كن ! و لعنت كن بر كسى كه او را جا دهد ، و لعنت كن بر كسى كه او را بر مركبى سوار كند ، و لعنت كن بر كسى كه به او غذا دهد ! و لعنت كن بر كسى كه به او آب دهد ، و لعنت كن بر كسى كه أسباب و لوازم سفر او را آماده كند ! و لعنت كن بر