تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
از امّ كلثوم پرسيدند . او اشاره به محل او نمود . او را از آن محلّ كه در زير حِماره‌اى « 1 » بود بيرون كشيده به سوى رسول خدا صلّى الله عليه و آله آوردند در حالى كه عثمان نزد رسول خدا صلّى الله عليه و آله نشسته بود . چون عثمان ديد او را آوردند به رسول الله گفت : سوگند به آن كه تو را به حقّ مبعوث كرده است من نزد تو نيامدم مگر از براى آنكه از تو تقاضا كنم به او أمان بدهى ! پس او را اى رسول خدا به من ببخش ! رسول خدا او را به عثمان بخشيدند و امان دادند و سه روز براى او مهلت قرار دادند به طورى كه اگر بعد از سه روز يافت شود ، او را بكشند . عثمان از منزل رسول اكرم بيرون شد و شترى براى او خريد و او را به تمام معنى تجهيز كرد و سپس به او گفت : حركت كن . و او حركت كرد و رسول خدا صلّى الله عليه و آله به دنبال و تعقيب مشركين قريش آمد تا به حمراء الأسد « 2 » رسيد ، و عثمان نيز با مسلمين تا حمراء الاسد بيرون شد . و معاوية بن مغيره در مدينه ماند تا روز سوم فرارسيد ، در اين حال بر شترش نشست و آمد تا به وسطهاى عقيق رسيد . رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : معاوية بن مغيره شب را در همين نزديكى به روز آورده است ، او را بجوئيد . مردم در طلب او بيرون شدند ، معلوم شد كه راه را اشتباه كرده و هنوز از مدينه خارج نشده است . به دنبال او گشتند تا او را در روز چهارم گرفتند . از ميان كسانى كه در پى او در جستجو بودند زَيْدُ بْنُ حارِثَه و عمّارُ بْنُ ياسِر بودند كه در طلبش سرعت نمودند و در ناحيه جمّاء او را يافتند . زيد بن حارثه او را با شمشير زد و عمّار گفت : من هم در اين مرد حقّى دارم . عمّار هم تيرى به سوى او افكند و دو
هامش
( 1 ) در « نهايه ابن أثير » ج 1 ، ص 258 آمده است كه حِمارة سه عدد چوب است كه يك طرف از هر سه تا را به هم مىبندند ، و سه طرف ديگر را باز و جدا مىگذارند و به آن مشگ و يا ظرف چرمى كوچك را براى خنك شدن آويزان مىكنند . ( 2 ) در « شرح مواهب لدنيّة » ج 2 ، ص 70 گويد : حمراء الأسد منزلى است در هشت ميلى و يا ده ميلى مدينه در طرف چپ جاده در صورتى كه از ذو الحليفة مسير بوده باشد .