تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
تو از آنچه اين جماعت ابراز داشته‌اند . اين بگفت و سپس شمشيرش را محكم بگرفت و كشتار كرد تا كشته شد . » « 1 » و رسول خدا صلّى الله عليه و آله به راه افتاده بود و مردم را به مبارزه و كارزار تحريض مىنمود تا رسيد به اصحاب صَخْره ( همين افراد دست از جنگ برداشته و روى سنگ كوه لَميده ) ، آنها چون او را ديدند ، يكى از آنها تيرى در كمان خود نهاد تا او را هدف كند ، رسول خدا گفت : منم رسول الله « 2 » .

[ پايدارى انس بن نضر و زخمهايى كه بر او وارد شد ]

أنس ، آن مرد با شخصيّت و با غيرت و با حميّت و با منطق استوار و با عزت ( يعنى أنس بن نضر ) كه طرز شهادتش را بازگو كرديم ، آن‌قدر تير و شمشير خورد كه پس از مرگش خواهرش نتوانست جسد او را پيدا كند ، عاقبة الأمر از بَنان و يا ثَناياى او برادرش را شناخت . گويند هفتاد زخم بر بدنش وارد شده بود و جاى درستى باقى نمانده بود ، فقط از بَنان انگشتها و يا از دندانهاى پيشين ، خواهرش وى را شناخت « 3 » .
هامش
( 1 ) در كتاب « النص و الاجتهاد » طبع دوم ص 248 تصريح دارد كه انس بن نضر شنيد از جماعتى از فراريان كه در ميان آنها عمر و طلحه بودند كه مىگفتند : اى كاش ما كسى را داشتيم كه به نزد عبد الله بن ابىّ مىرفت براى اينكه قبل از آنكه كشته شويم براى ما از ابو سفيان امان بگيرد . آنگاه انس گفت : يا قوم ان كان - الخ . ( 2 ) « تاريخ » طبرى ، طبع دوم ، ج 2 ، ص 520 . ( 3 ) واقدى در « مغازى » ج 1 ، ص 280 گويد : و گفتند ما آمديم و ديديم عمر بن خطّاب در ميان گروهى از مسلمين نشسته است ، در اين حال انس بن نضر بن ضمضم عموى انس بن مالك از آنها عبور كرد و گفت : چرا نشسته‌ايد ؟ گفتند : رسول خدا كشته شده است . گفت : زندگى را پس از وى براى چه مىخواهيد ؟ ! برخيزيد و بميريد بر همان چيزى كه او مرده است . و سپس با شمشيرش به قدرى بر مشركين زد تا كشته شد . عمر مىگفت : إنّى لأرجو أن يبعثه الله امّةً وحده يوم القيمة . « من او را به طورى مشاهده كرده‌ام كه اميد دارم خداوند او را به تنهائى در روز قيامت به عظمت يك امّت محشور كند » . و در چهره او هفتاد ضربه ديدند به طورى كه شناخته نشد تا خواهرش از زيبائى سرانگشتان او و يا از زيبائى دندانهاى پيشين او وى را شناخت . و ابن أثير در « كامل » ج 2 ، ص 156 اين داستان أنس بن نضر را آورده است .