تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
خدا صلّى الله عليه و آله به سوى أصحابش بيرون شد و آنها پيغمبر را سالم - يعنى زنده - ديدند ، گويا اصلًا گزندى به آنان نرسيده است . « 1 » و أيضاً واقدى روايت مىكند با سند متّصل خود از أبو سفيان مولاى ابن أبى أحمد كه گفت : شنيدم از محمد بن مَسْلَمه كه مىگفت : سَمِعَتْ اذُناىَ وَ أبْصَرَتْ عَيْناىَ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ يَوْمَئِذٍ وَ قَدِ انْكَشَفَ النّاسُ إلَى الْجَبَلِ وَ هُمْ لَا يَلْوُونَ عَلَيْهِ ، وَ إنّهُ لَيَقُولُ : إلَىّ يَا فُلانُ ! إلَىّ يَا فُلَانُ ! « 2 » أنَا رَسُولُ اللهِ فَمَا عَرّجَ مِنْهُما وَاحِدٌ عَلَيْهِ وَ مَضَيا . « 3 » « دو گوش من شنيده است و دو چشم من ديده است رسول خدا صلى الله عليه و آله را كه در آن روز مىگفت ، در هنگامى كه مردم متوارى شده و به سوى كوه فرار مىكردند و به او برنمىگشتند و چهره خود را به او بر نمىگرداندند : به سوى من بيا اى فلان ! به سوى من بيا اى فلان ! من رسول الله‌ام ! پس هيچ يك از آن دو نفر درنگ ننموده و به رسول خدا توجّهى نكردند و گذشتند . » « 4 »
هامش
( 1 ) مغازى » واقدى ، ج 1 ، ص 238 . ( 2 ) ابن ابى الحديد در « شرح نهج البلاغة » طبع دار احياء الكتب ، ج 15 ، ص 23 گويد : من حضور پيدا كردم نزد محمّد بن معد علوى موسوى فقيه شيعى امامى در بغداد و كسى نزد او « مغازى » واقدى را مىخواند ، و اين روايت را خواند . آن فقيه رو به من كرد و گفت : بشنو ! گفتم : در اين روايت مگر چه چيز است ؟ گفت : يا فلان يا فلان كنايه از ابو بكر و عمر است . گفتم : جائز است كه غير آنها مراد باشد . گفت : در ميان صحابه كسى نيست كه محترم باشد و از بردن نام او را به فرار و عيوبى مشابه آن حيا كنند تا آنكه گوينده مجبور شود با كنايه اشاره كند مگر آن دو نفر . گفتم : اين پندارى بيش نيست . گفت : ما را از جدال و امتناع خود باز دار . و سپس سوگند ياد كرد كه واقدى غير از آن دو نفر را قصد نداشته است ، و اگر غير از اين دو بودند صريحاً ذكر مىكرد . و در چهره آن فقيه آثار ناراحتى از مخالفت و گفتار من پيدا شد . ( 3 ) مغازى » واقدى ، ج 1 ، ص 237 . ( 4 ) طبرى در « تاريخ » خود ، طبع دوم ، ج 2 ، ص 519 و ص 520 با سند متّصل خود روايت مىكند از سُدّى كه گفت : ابن قميئه حارثى - كه يكى از اولاد حارث بن عبد مناة بن كنانه است - به سوى پيغمبر آمد و با سنگ پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم را نشانه گرفت و بينى و دندان رباعى او را شكست و صورتش را شكافت و مصيبت شديدى بر او وارد ساخت به طورى كه اصحابش از او متفرّق
امام شناسى (فارسى) — صفحة 61 | السيد محمد حسين الطهراني