برداشته بودند . به آنها گفت : علّت دست برداشتن شما از جنگ چيست ؟ ! گفتند : قُتِلَ مُحمّدٌ رَسُولُ اللهِ « محمّد رسول خدا كشته شد . » گفت : فَمَا تَصْنَعُونَ بِالْحَياةِ بَعْدَهُ ؟ قُومُوا فَمُوتُوا ( كِراماً ) عَلَى ما ماتَ عَلَيْهِ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله و سلم . « پس شما زندگى را بعد از وى براى چه مىخواهيد ؟ ! برخيزيد و بزرگوارانه بميريد بر همان نهجى كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله مرد . » سپس به مقابلهء مشركين شتافت و آنقدر جنگ كرد تا كشته شد . و به واسطهء نام او أنس بن مالك نامگذارى شده است . « 1 »
و عجيب اينجاست كه برخى از اين بىغيرتان كه بر روى كوه نشسته بودند و خود را يله و رها نموده بودند گفتند : اى كاش كسى بود به نزد عبد الله بن ابَىّ در مدينه مىرفت تا از ابو سفيان براى ما خطّ أمان بگيرد !
طبرى نيز در تاريخ خود آورده است كه : چون خبر قتل رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم منتشر شد ، بعضى از فراريان به كوه كه بر روى صخره ( تخته سنگ ) بودند ، گفتند : لَيْتَ لَنَا رَسُولًا إلَى عَبْدِ اللهِ بْنِ ابَىّ ، فَيَأخُذَ لَنَا أمَنَةً مِنْ أبِى سُفْيَانَ . يَا قَوْمِ إنّ مُحَمّداً قَدْ قُتِلَ ! فَارْجِعُوا إلَى قَوْمِكُمْ قَبْلَ أنْ يَأتُوكُمْ فَيَقْتُلُوكُمْ « كاش فرستادهاى از ما به نزد عبد الله بن ابَىّ برود و أمان نامه ما را از أبو سفيان أخذ كند . اى قوم ! بدانيد : محمّد كشته شده است ! شما به سوى أقوام خود بازگرديد پيش از آنكه بيايند و شما را بكشند . »
أنَسُ بْنُ نَضْر به آنها گفت : يَا قَوْم إنْ كانَ مُحَمّدٌ قَد قُتِلَ فَإنّ رَبّ مُحَمّدٍ لَمْ يُقْتَلْ ، فَقَاتِلُوا عَلَى مَا قاتَلَ عَلَيْهِ مُحَمّدٌ . اللّهُمّ إنّى أعْتَذِرُ إلَيْكَ مِمّا يَقُولُ هَؤُلآءِ وَ أبْرَأُ إلَيْكَ مِمّا جَاءَ بِهِ هَؤُلآءِ ! ثُمّ شَدّ بِسَيْفِهِ فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ « 2 » « اى أقوام و خويشان من ! اگر محمّد كشته شده است ، پروردگار محمّد كشته نشده است . شما جنگ كنيد بر همان أساسى كه محمّد بر آن اساس جنگ كرده است . بار پروردگار من ! من شرمنده و عذر خواهم به سوى تو از آنچه اين جماعت مىگويند ، و برائت مىجويم به سوى تو
هامش
( 1 ) « تاريخ الامم و الملوك » للطبرى ، طبع دوم ، دار المعارف مصر ، ج 2 ، ص . 517 و اين داستان را نيز ابو الفداء ابن كثير دمشقى در « البداية و النهاية » ج 4 ، ص 34 آورده است .
( 2 ) ابن أثير در « كامل » ج 2 ، ص 156 و ص 157 نيز ذكر كرده است .