تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
متعهّدان ، جان خود را در كف داشته و گرداگرد او مىچرخيدند و شاه ولايت حيدر كرّار بيشهء عرفان و توحيد ، چون شير ژيان بر آنان حمله مىكرد و صفوفشان را مىشكافت و مىبريد و مىدريد و از طرفى خداوند وعدهء نصرت داده بود و خود حافظ جان قدسى او بود ، نتوانستند او را بكشند . واقدى در « مغازى » آورده است كه : چهار نفر از سران قريش هم عهد و هم پيمان بر قتل رسول خدا صلّى الله عليه و آله شدند و مشركين هم از اين عهد و پيمان مطّلع بودند و بدين عنوان آنها را مىشناختند - عَبْدُ اللهُ بْنُ شِهاب و عُتْبَةُ بْنُ أبى وَقّاص و ابْنُ قَمِيئَة و ابىّ بْنُ خَلَف . عتبه در آن روز چهار سنگ به رسول خدا صلى الله عليه و آله پرتاب كرد كه كَسَرَ رَبَاعِيَتَهُ - أَشْظَى باطِنَهَا الْيُمْنَى السّفْلَى - وَ شُجّ فى وَجْنَتَيْهِ « 1 » ( حَتّى غَابَ حَلَقُ الْمِغْفَرِ فِى وَجْنَتِهِ ) « دندان رباعى پايين طرف راست حضرت را شكست ، به طورى كه باطن آن دندان شكست ؛ و دو استخوان برآمدهء از دو گونه حضرت شكست ، به طورى كه حلقه‌هاى آويزان از كلاه‌خود در استخوان گونهء او پنهان شد » . وَ اصِيبَتْ رُكْبَتَاهُ فَجُحِشَتَا « 2 » « و دو زانوى وى آسيب ديد و پوستش كنده شد » ؛ چون أبو عامر فاسق حفره‌هائى مانند خندق حفر كرده بود كه مسلمين در آن ناديده بيفتند . و رسول خدا صلى الله عليه و آله بر لب بعضى از آنها ايستاده بود و بدون توجّه در آن افتاد . واقدى مىگويد : آنچه در نزد ما به ثبوت رسيده اين است كه : آن كسى كه دو استخوان گونه‌هاى پيغمبر را شكست ابن قَمِيئَه بود ، آن كسى كه بر لب و آن حضرت سنگ پرتاب كرد و دندان رباعيه‌اش را شكست عتبة بن أبى وقّاص بود . مىگفت : محمّد را به من بنمايانيد ، سوگند به آن كه سوگند به او مىخورند اگر محمّد را ببينم
هامش
آسيب ديد و دندان رباعيات سفلاى او شكست و لبانش - بأبى هو و امى - پاره شد ، و ابن قميئه با شمشير بر او چيره گشت . ( 1 ) وَجْنَة ، وِجْنَة ، وُجْنَة ، وَجَنَة ، وَجِنَة ، أجَنَة ، إجَنَة ، اجْنَة : ما ارتفع من الخدّين . تمام اين لغات به معنى برآمدگى دو گونهء انسان است . ( 2 ) جَحَشَ الْجِلدَ : قَشَرهَ و خَدَشَه ، يعنى پوست كندن و مجروح نمودن .