زخمهاى وى به واسطهء عمق جراحت ، فتيله گذاشتند .
[ زخمهايى كه در احد بر رسول خدا ( ص ) وارد شد ]
خود رسول أكرم صلّى الله عليه و آله در اين غزوه چنان سنگ بر چهرهاش خورد كه استخوان شكست و خون جارى شد و قطع نمىشد و حلقههاى زره در استخوان سيماى او فرورفته بود و گير كرده بود و بيرون نمىآمد و با شمشير بر لبان مباركش چنان زدند كه دندانهاى رباعيهء « 1 » او شكست و چندين بار از فشار ضربات وارده و شدّت زحمتِ زره سنگينى كه در برداشت بيهوش شد ، و در گودالهائى كه أبو عامر راهب فاسق به دستيارى مشركين مكّه در زمين احُد حفر كرده بود بيفتاد و از حال رفت و نمىتوانست بيرون آيد و چنان تشنگى بر او غلبه كرده بود كه بعد از خاتمهء جنگ چون آب آوردند و نزديك دهان برد نتوانست آن را بياشامد .
و آنقدر تير و سنگ و نيزه و شمشير بر او زدند كه خدا ميداند ، زيرا كتيبههاى سيصد نفرى و دويست نفرى ، سواره و پياده ، به رياست خالِد بْن وَليد و عِكْرمَة بْن أبى جَهْل و ضِرار بْن خَطّاب و عُتْبَة بْن أبى وَقّاص و عَبْد الله بْن شِهاب و ابْن قَمِيئَة و ابَىّ بْن خَلَف ، دسته جمعى يكباره به حملهء واحد مانند مرد واحدى كه حمله كند ، حمله ميكردند . أمّا چون رسول خدا دو زره به روى هم در تن كرده بود و كلاهخود بر سر داشت « 2 » و ياران باوفائى همچون أبو دجانه و سهل بن حنيف و قليلى از
هامش
( 1 ) چهار دندان از جلوى دهان را ثنايا گويند ، دو از بالا و دو از زير ؛ و چهار دندان متّصل به آنها را رُباعيّات گويند ، دو از بالا و دو از زير ؛ و چهار دندان متّصل به رَباعيات را أنياب گويند ، دو از بالا و دو از زير .
( 2 ) علّامه سيّد شرف الدّين عاملى در كتاب « النصّ و الاجتهاد » طبع دوّم ، ص 254 آورده است كه : چون خالد بن وليد ديد أصحاب پيغمبر در دهانهء كوه كم شدهاند بر ايشان يورش آورد و با همراهان خود بر أصحاب رسول الله از پشت سرشان تاخت . در اين هنگام فراريان و منهزمان از مشركين كه در خود نشاط جديدى يافتند مبادرت به جنگ با مسلمين نمودند و پس از آنكه هفتاد نفر از شجاعان آنها را كشتند كه از جمله أسَد الله و أسد رسوله : حمزة بن عبد المطلّب بود بقيّه را فرارى دادند . و خود رسول الله در آن روز جنگ شديدى نمود . آنقدر تير پرتاب كرد تا تيرهايش تمام شد ، و خم گوشهء كمان او شكست ، و وَ تَرش پاره شد و دو گونهاش آسيب ديد و پيشانيش نيز