تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
همين طريق مشى كرده‌اند . بايد دانست كه آنچه را كه اهل لغت در كتب خود ذكر مىنمايند ، موارد استعمال الفاظ است كه اعمّ از حقيقت و مجاز است و با آن نمىتوان معانى حقيقيّه را به دست آورد . معنى عترت همان‌طور كه از فهم عامّه فهميده شد و لغويّين در اين كتب آوردند ، عبارت است از اهل بيت و اولاد و ذرّيّه ، نه خويشاوندان مطلقاً گرچه اقوام دور باشند . و گفتار ابو بكر كه : نَحْنُ عِتْرَةُ رَسُولِ الله بر سبيل مجاز است نه حقيقت ، و در اينجا چون است كه ابو بكر با پيغمبر با ريشه بسيار بسيار دور پيوند دارد كه همان قريش باشد ، اين خود قرينه بر استعمال مجازى است و گرنه در صورت فقدان قرينه به هيچ وجه نمىتوان عترت را حمل بر اين اقوام دور نمود . ابن ابى الحديد در شرح گفتار أمير المؤمنين عليه السلام : فَأيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ ؟ ! وَ كَيْفَ تَعْمَهُونَ وَ بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيّكُمْ ؟ ! « پس كجا شما را در وادى سرگردانى و تحيّر مىبرند ؟ و چگونه شما متحيّر شده و راه را گم كرده‌ايد در حالى كه در ميان شما عترت پيغمبر شما وجود دارد ؟ ! » مىگويد : مراد از عترت رسول الله ، نزديكترين اهل او و نسل او مىباشد ، و صحيح نيست سخن كسى كه مىگويد : مراد ، خويشاوندان حضرت است گرچه دور باشند . و گفتار ابو بكر را كه در روز سقيفه يا پس از آن گفت : نَحْنُ عِتْرَةُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه و آله وَ بَيْضَتُهُ الّتِي فُقِأَتْ عَنْه . « ما عترت رسول خدا صلى الله عليه و آله هستيم و همچون پوست تخم مرغى كه از رسول خدا خالى شده باشد مىباشيم » بايد فقط بر طريق مجاز گرفت ، چرا كه آنان نسبت به أمصار بعيده و قبايل گوناگون و مختلفى كه در شهرها و نواحى زندگى مىكنند ، عترت او هستند نه در حقيقت و واقع امر . آيا نمىبينى كه عَدْنَانى به قَحْطَانى مفاخرت و مباهات مىكند و مىگويد : أنَا ابْنُ عَمّ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه و آله . « من پسر عموى رسول خدا هستم » ؟ ! او نمىخواهد بگويد من پسر
هامش
قال الازهرىّ : و روى ثعلب عن ابن الأعرابى أنّ العترة ولد الرّجل و ذريّته و عقبه من صلبه و لا تعرف العرب من العترة غير ذلك - الخ .