امام زمان داخلند « 1 » و ما بحث از اين حقيقت را به طور مستوفى در ضمن بحث از آيه تطهير نمودهايم . « 2 »
[ شاهد دوم روايات خاصه و عامه در تعيين دوازده امام ]
دوم رواياتى است كه شيعه و عامّه از رسول خدا صلّى الله عليه و آله روايت كردهاند كه آن حضرت تفسير اين فقره را مشروحاً فرموده و علىّ بن أبى طالب و حَسَنين و صدّيقهء كبرى ، و سپس نُه امام ديگر را يا يكايك آنها را با نام و نشانشان و يا به طور اجمال تا حضرت مهدى قائم آل محمّد عليهم السلام بيان نموده است .
اين روايات كه از فريقين با سند قطعى و صحيح الصّدور رسيده است فراوان و بسيار جالب است و ما اينك به بعضى از آنها كه از طريق عامّه نيز وارد شده است ، اشاره مىنمائيم . اين روايات به طور إجمال به سه دسته منقسم مىشوند : اوّل آنهائى كه فقط به عنوان دوازده خليفه ، و يا به عدد نقباء بنى اسرائيل آمده است . دوم آنهائى كه تعداد ائمّه عليهم السلام را تا امام دوازدهم شمرده است . سوم آنهائى كه اسامى يا القاب و خصوصيّات يكايك از آنها را ذكر نموده است .
اما از دستهء اوّل روايت بخارى است كه با سند متّصل خود از جابر بن سمره روايت مىكند كه گفت : شنيدم از رسول خدا صلّى الله عليه و آله كه مىگفت : يَكُونُ اثْنَا عَشَرَ أمِيراً . فَقَالَ كَلِمَةً لَمْ أسْمَعْهَا ، فَقَالَ أبِى : إنّهُ قَالَ كُلّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ « 3 » . « پس از من دوازده امير
هامش
( 1 ) بحرانى در « غاية المرام » ص 219 و ص 220 حديث شمارهء 9 از خاصّه حديثى را در تفسير آيه :ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِناآورده است كه چون در مجلس مأمون بحث از آن شد و علماء همگى گفتند : مراد ازالّذين اصطفينا، امّت است ، حضرت امام رضا عليه السلام فرمودند : مراد از آن عترت طاهره است . و چون مأمون از وجهش پرسيد حضرت مفصلًا پاسخهائى دادند و از جمله به حديث ثقلين تمسّك نمودند و سپس حضرت اثبات مىكنند كه معنى عترت عبارت است از آل محمّد .
( 2 ) دورهء علوم و معارف اسلام ، قسمت ( 2 ) : « امامشناسى » ج 3 ، درس 40 تا 45 ، ص 119 تا ص 202 .
( 3 ) « صحيح » بخارى ، طبع مصر سنه 1355 ، ج 4 ، ص 175 كتاب احكام ، باب قبل از باب اخراج خصوم .