تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
عموى واقعى و حقيقى او هستم ، بلكه نسبت به قحطانى كه بسيار نسبش دور است مىخواهد بگويد كأنّه من پسر عمّ وى مىباشم ، و اين كلمهء ابن عمّ را مجازاً استعمال نموده و بدان لب گشوده است . و اگر كسى بگويد : بر تقدير حذف مضاف و مضاف‌هائى كه اسقاط كرده است استعمال نموده است ، يعنى من پسر پسر عموى پدر پدر - و همچنين برود تا عدد كثيرى را در پسران و پدران بياورد - رسول خدا هستم ؛ همين طور ابو بكر هم خواسته است بگويد : من عترت اجداد او مىباشم بر طريق حذف مضاف . در پاسخ وى بايد گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله بيان نموده است كه عترت وى كيست ؟ در هنگامى كه گفت : إنّى تَاركٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ گفت : عِتْرَتى أهْلَ بَيْتِى . و در وقت ديگر نيز روشن نمود كه اهل او كيست در حالى كه كِساء را بر رويشان انداخت ، در آن زمانى كه آيه نازل شد :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ
« 1 » ، عرض كرد : اللّهُمّ هَؤُلَاءِ أهْلُ بَيْتِى فَأذْهِبِ الرّجْسَ عَنْهُمْ ! « بار پروردگارا ! اينان اهل بيت من مىباشند پس رجس و پليدى را از ايشان ببر ! » اگر بگوئى بنابر اين ، در اين خطبه أمير المؤمنين عليه السلام كه مىفرمايد : وَ فِيكُمْ عِتْرَةُ نَبِيّكُمْ ، آن حضرت چه كسى را اراده نموده است ؟ مىگويم : خودش و دو پسرش را . و در حقيقت اصلْ خود اوست ، و دو پسرانش تابع او هستند و نسبتشان به او مانند نسبت ستارگان درخشان است با طلوع خورشيد جهانتاب . و بر اين مطلب رسول خدا صلّى الله عليه و آله ما را آگاه نموده است آنجا كه فرموده است : وَ أبُوكُمَا خَيْرٌ مِنْكُمَا . « 2 » ، « 3 »
هامش
( 1 ) آيه 33 ، از سورهء 33 : أحزاب . ( 2 ) « شرح نهج البلاغة » طبع دار إحياء الكتب العربيّة ، ج 6 ، ص 375 و ص 376 ، خطبه 85 . و در « غاية المرام » ص 217 از شرح نهج در تحت حديث شماره 39 ، از عامّه مفصلًا نقل نموده است . ( 3 ) در اينجا ذكر اين نكته ضرورى است كه چون عترت در لغت بر خصوص خويشاوندان