تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
مرا و حقوق مرا و تمام شئون و آثار مرا در آن دو چيز حفظ مىكنيد ؟ ! از اينجاست كه با نداى بلند مىگويد : اللهَ اللهَ فِى أهْلِ بَيْتِى ! اذَكّرُكُمُ اللهَ فِى أهْلِ بَيْتِى ، سه بار تكرار فرمود .

معناى لغوى ثقلين

ثَقَلَيْن با فتحه ثاء و قاف تثنيه ثَقَل است ، و آن به معنى چيز نفيس و خطير و محفوظ و مصون است . چنان كه در « لسان العرب » و « تاج العروس » و « قاموس » و غيرها از كتب لغت آمده است . در « تاج العروس » در مادّهء ثقل گويد : الثّقَلُ مُحَرّكَةً : مَتَاعُ الْمُسَافِرِ وَ حَشَمُهُ ، « 1 » وَ الْجَمْعُ أثْقَالٌ ، وَ كُلّ شَىْءٍ خَطِيرٍ نَفْيسٍ مَصُونٍ لَهُ قَدْرٌ وَ وَزْنٌ ثَقَلٌ عِنْدَ الْعَرَبِ . « ثَقَل با فتحه قاف ، متاع مسافر و خدمتكاران او هستند ، و جمع آن أثْقَال است ، و هر چيزى كه داراى اهميّت و نفاست است و بايد محفوظ و مصون بماند و داراى وزن و ارزش است ، عرب آن را ثَقل گويد . » آنگاه زبيدى صاحب كتاب گويد : و از همين نظر به تخم شترمرغ ثقل گويند زيرا كسى كه آن را بيابد خوشحال مىشود و غذائى به دست مىآورد . و همچنين است در حديث كه : إنّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى ، كتاب خدا و عترت را ثقل قرار داد به جهت تعظيم قدر و منزلت ، و تفخيم شأن و مرتبت آنها . و ثَعْلَب گويد : آن دو را ثقل قرار داد به علّت آنكه تمسّك بدانها و عمل بدانها سنگين است . « 2 » و در « نهايه » ابن اثير آورده است كه در حديث آمده است : إنّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى . سَمّاهُمَا ثَقَلَيْنِ لِانّ الأخْذَ بِهِمَا ثَقيِلٌ . وَ يُقَالُ لِكُلّ خَطِيرٍ
هامش
( 1 ) در « أقرب الموارد » ج 1 ، ص 196 مادّه حَشم گويد : حَشَمُ الرّجل عبارتند از خدمه او و افرادى كه به جهت ارزش و اعتنا ، انسان درباره آنان غضب پيدا مىنمايد از اهل و عيال و غلامان و همسايگان و نزديكان و اقرباء ، و جمع آن أحْشَام است . ( 2 ) « تاج العروس » ج 7 ، ص 245 ، مادّهء ثقل .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 411 | السيد محمد حسين الطهراني