اين حديث مبارك نيز به روايت حضرت صدّيقهء كبرى فاطمه زهرا عليها السلام روايت شده است ، چنان كه قندوزى با تخريج ابن عقده ، از طريق عروة بن خارجه از آن حضرت آورده است كه فرمود : از پدرم صلّى الله عليه و آله شنيدم كه در مرض مرگش در حالى كه حجرهاش پر از اصحاب بود مىفرمود ؛ آنگاه عين متن اين حديث را آورده است و در پايانش اين جمله است : فَأسْألُكُمْ مَا تَخْلُفُونّى فِيهِمَا ؟ ! « 1 »
يعنى « من از شما سؤال مىكنم كه چگونه حقّ مرا در آن دو جانشين ادا كرديد ؟ ! »
علّامه آية الله سيّد شرف الدين عاملى - رضوان الله عليه - به اين مورد از سخن رسول الله به حديث ثقلين اشاره فرموده است . « 2 »
موارد استشهاد به حديث ثقلين
اينك كه به حمد الله و المنّة مواردى را كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله به حديث ثقلين لب گشوده بازگو كرديم ، جاى آن دارد مواقع و مواضع و مواردى را كه بدين حديث تكيه و استشهاد و استدلال و بيان شده است نيز بازگو كنيم
مورد اول : احتجاج امير المؤمنين عليه السلام در مسجد رسول الله در زمان خلافت عثمان
ابراهيم بن محمّد بن مؤيّد حَمّوئى در كتاب گرانقدر و نفيس « فَرائد السّمْطَيْن » مناشده و احتجاج بسيار مفصّل و طولانيى را از كتاب سُلَيم بن قَيس هلالى از أمير المؤمنين عليه السلام در مسجد رسول خدا صلّى الله عليه و آله بيان مىكند كه حقّاً احتجاج بسيار قوى و مستدلّى است و حاوى بدايع نكات و عجائب مقامات ، و درجات و اختصاصات أمير المؤمنين عليه افضل صلوات المصلّين - است كه سند افتخارى
هامش
( 1 ) « ينابيع المودّة » ص 40 .
( 2 ) « المراجعات » طبع اوّل ، ص 51 .