تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
ثُمّ أخَذَ بِيَدِ عَلِىّ فَرَفَعَهَا فَقَالَ : هَذَا عَلِىّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِىّ ، خَلِيفَتَانِ تَصِيرَانِ لَا يَخْتَلِفَانِ لَا يَفْتَرِقَانِ حَتّى يَرِدَا عَلَىّ الْحَوْضَ فَأسْألُهُمَا مَا ذَا خُلّفْتُ فِيهِمَا ؟ « 1 » « اى مردم ! نزديك است كه مرا به سرعت قبض كنند و ببرند ، و من اينك به اين گفتار به جهت رفع عذر شما مبادرت مىكنم . آگاه باشيد كه من در ميان شما كتاب پروردگارم را عزّ و جَلّ ، و عترتم را كه اهل بيت من هستند ، از خود به عنوان خليفه و جانشين باقى مىگذارم . سپس دست على را گرفت و بلند كرد و گفت : اين است على كه با قرآن است و قرآن با على است ، اين دو خليفه و جانشين پيوسته با هم مىگردند ، و اختلاف نمىكنند ، و از هم جدا نمىشوند تا بر من در حوض وارد شوند ، و من از آن دو سؤال مىكنم كه چگونه مرا در ميان آنها جانشينى كرده‌اند ؟ ! » شيخ عبيد الله آمر تسرّى حنفى از امّ سلمَه با سند خود تخريج كرده است عين متن اين حديث را بدون كلمه تَصِيرانِ لَا يَخْتَلِفَانِ و بجاى كلمه لَا يَفْتَرِقَانِ كلمه لَا يَتَفَرّقَانِ آورده ، و در لفظ مَا ذَا به مَا اكتفا شده است . « 2 » و در پايان گويد : اين حديث را ابن عقده و دارقُطْنى « 3 » در « سنن » خود تخريج كرده‌اند . « 4 » و علّامه نور الدّين سَمْهُودى در كتاب « جَواهِرُ العِقْدَيْن » عين متن اين حديث را با عبارت شيخ عبيد الله در « أرجح المطالب » با تخريج جعفر بن محمّد رَزّاز ذكر كرده است . « 5 »
هامش
( 1 ) « غاية المرام » ص 231 حديث 54 از خاصّه . و در « الصواعق المحرقة » ص 75 گويد : و در روايتى وارد است كه در مرض موت چنين فرمود . و قندوزى در « ينابيع المودة » بعد از آنكه از ص 279 تا ص 285 چهل حديث از « الصواعق المحرقة » در منقبت أمير المؤمنين عليه السلام نقل مىكند اين حديث را نيز در ص 285 ذكر مىكند . ( 2 ) « أرجح المطالب » ص 340 . ( 3 ) دارقُطْنى نامش أبو الحسن علىّ بن عمر بن أحمد است كه صاحب كتاب سُنَن است . وى شافعى مذهب است ، تولّدش در سنه 306 و فوتش در سنه 385 واقع شد . ( 4 ) « أرجح المطالب » ص 340 . ( 5 ) « عبقات » ج 2 ، ص 645 در ضمن ترجمهء احوال سمهودى .