بر سنّت من ، و بر سنّت من قتال مىكند ، اوّلين كسى است كه ايمان آورده است ، و آخرين كسى است كه در وقت مردن من با من تجديد عهد دارد ، و ميانهترين آنهاست در روز قيامت براى لقاء و ديدار من ، و فرض است بر حاضرين از شما كه اين حقايق را به غائبين برسانند .
هان بدانيد كه كسى كه فرمانروائى قومى را از روى جهالت آنان پيشه گيرد ، در صورتى كه در آن امّت از او داناتر وجود داشته باشد تحقيقاً كافر شده است . »
أيّهَا النّاسُ ! مَنْ كانَتْ لَهُ قِبَلِى تَبِعَاتٌ ، فَهَا أنَا ذَا ، وَ مَنْ كَانَتْ لَهُ عِنْدِى عِدَاةٌ فَلْيَأتِ فِيهَا عَلِىّ بْنَ أَبِى طَالِبٍ ، فَإنّهُ ضَامِنٌ لِذَلِكَ كُلِّه حَتّى لَا يَبْقَى لِأحَدٍ عَلَىّ تَبِعَة . « 1 »
« اى مردم ! در نزد هر كس از ناحيهء من ، ديه و قصاصى و ضمانى است ، اينك منم بيايد براى مطالبه ! و به هر كس من وعدهاى دادهام به نزد على بن أبى طالب رود چون او ضمانت همه آنها را نموده است . اين بدين جهت است كه براى هيچ كس در نزد من تعهّد و ضمان و ديه و طلبى نباشد » .
* * * مورد دوازدهم : گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله در حجره خويش است دربارهء تمسّك به ثقلين در مرض موت در حالى كه حُجره پر از جمعيّت اصحاب بود
شيخ طوسى در « امالى » با سند متّصل خود روايت مىكند از محمّد بن عيسى قَيْسى كه گفت : شنيدم از ابو ثابت غلام ابو ذر غفارى كه مىگفت : شنيدم از امّ سلمه كه مىگفت : شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه و آله در مرضى كه با آن رحلت نمود در حالى كه حجرهاش مملوّ از اصحابش بود كه گفت :
أيّهَا النّاسُ ! اوشِكُ أنْ اقْبَضَ قَبْضاً سَرِيعاً فَيُنْطَلَقَ بِى ، وَ قَدْ قَدّمْتُ إلَيْكُمُ الْقَوْلَ مَعْذِرَةً إلَيْكُمْ . ألَا إنّى مُخَلّفٌ فِيكُمْ كِتَابَ رَبّى عَزّ وَ جَلّ ، وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى !
هامش
( 1 ) « غاية المرام » ص 228 و ص 229 حديث 41 ، از خاصّه ، از ابن طاووس در « طرائف » طريفهء سى و سوم .