تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
عرض كردم : تو هستى اى أمير المؤمنين ؟ ! » حضرت فرمود : من اوّل آنها و افضل آنها هستم ، پس از من فرزندم حَسَن است كه ولايتش به مؤمنين از ولايت خودشان شديدتر است ، و سپس فرزندم حُسَين است كه ولايتش به مؤمنين از ولايتشان به خودشان شديدتر است ، و پس از حسين اوصياى رسول الله صلّى الله عليه و آله مىباشند كه يكى پس از ديگرى مىآيند تا بر او در حوضش وارد شوند . » در « غاية المرام » اين روايت را سنداً و متناً از سُلَيْم نقل كرده است . « 1 » و علّامه آية الله سيّد شرف الدّين عاملى به اين خطبه در منبر مسجد مدينه اشاره فرموده است . « 2 » سَيّد الفقهاء العِظام علىّ بن طاووس - تَغَمّده الله فى رضوانه - در « طرائف » خود مرفوعاً از عيسى آورده است كه گفت : من از حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام پرسيدم كه نظر شما چيست ؟ ! مردم بسيار مىگويند كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله امر كردند كه ابو بكر با مردم نماز گزارد سپس عمر ؟ ! حضرت قدرى مكث نموده سر خود را به زير انداخته و پس از آن گفتند : اين طور نيست كه مردم مىگويند و ليكن تو اى عيسى در امور بسيار بحث مىكنى و تا مطلب بر تو روشن نشود دست برنمىدارى ! عيسى مىگويد : من گفتم : پدر و مادرم فدايت شود من از تو سؤال مىكنم حقيقت امر را از آنچه كه براى دين من منفعت دارد ، چرا كه نگرانم از آنكه گمراه شوم از روى جهالت ، امّا چون تو كسى را بيابم مطلب را براى من روشن مىكند ! حضرت فرمود : چون مرض رسول الله سنگين شد ، على را خواست و سرش را در دامن او گذاشت و بيهوش شد ، و موقع نماز فرارسيد و اعلان نماز داده شد ،
هامش
( 1 ) « غاية المرام » ص 235 حديث 27 از خاصّه و صاحب كتاب : سيّد هاشم بحرانى گويد : من خودم اين روايت را از روى كتاب سليم از أمير المؤمنين عليه السلام نوشته‌ام . ( 2 ) « المراجعات » طبع اوّل ، ص 15 .