تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
بود و پس از سه روز وارد مدينه شد . و أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب و حضرت حمزه سيّد الشّهداء عليهما السلام و ابو دُجانه و سهل بن حُنَيْف أنصارى بودند كه قيام و إقدام به از بين بردن و متفرّق نمودن لشكر كردند . آنان بودند كه از بدء نبرد تا آخرين لحظه با پيامبر بوده و در مقابل آن حضرت جان خود را بر روى كف داشته و از بيضهء اسلام و حيات رسول خدا دفاع مىنمودند . واقدى در « مغازى » ، و طبرى و ابن اثير در تواريخ خود نقل كرده‌اند كه : چون كبش كتيبه و علمدار سپاه قريش كه از بنى عبد الدّار بود و نامش طَلْحَة بْن أبى طَلْحَة بود در برابر سپاه اسلام ايستاد و مبارز خواست و گفت : اى أصحاب محمّد شما مىپنداريد كه خداوند ما را با شمشيرهايتان فوراً به آتش دوزخ مىفرستد و شما را با شمشيرهاى ما به زودى به سوى بهشت روانه مىكند ؟ آيا در ميان شما يك نفر هست كه خدا او را به زودى با شمشير من به بهشت روانه سازد و يا مرا با شمشير وى فوراً به دوزخ بفرستد ؟ ! حضرت أسد الله الغالب شير بيشهء توحيد و شجاعت أمير المؤمنين - عليه أفضل صلوات المصلّين - به سوى او رفت و مىگفت : آرى سوگند به خدا دست از تو بر نمىدارم تا با شمشيرم با شتاب به سوى دوزخت بفرستم و يا تو مرا به زودى به سوى بهشتم بفرستى ! أمير المؤمنين با شمشير پايش را قطع كرد ، مكشوف العورة بر روى زمين افتاد ، و صداى تكبير رسول خدا صلّى الله عليه و آله برخاست . « 1 » و آنگاه جماعتى از بنى عبد الدّار يكى پس از ديگرى عَلَم مشركين را برگرفتند و أمير المؤمنين عليه السلام همه را كشت و به دوزخ فرستاد و عَلَم آنها بر روى زمين افتاد و كسى ديگر نبود تا عَلَم را برگيرد .

[ نداى آسمانى : لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار ]

طَبَرى و ابن أثير آورده‌اند كه : چون علىّ بن أبى طالب عليه السلام لواداران مشركين را
هامش
( 1 ) مغازى » واقدى ، طبع أعلمى بيروت ، ج 1 ، ص 225 ، و « تاريخ طبرى » طبع دار المعارف مصر ج 2 ، ص 509 ؛ و « الكامل فى التّاريخ » طبع دار صادر - دار بيروت ، ج 2 ، ص 152 .