تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
معنى وصفى ملكهء انسان شده و هيچگاه از وى مفارقت نمىكند . فرق است ميان اينكه بگوئيم :
الَّذِينَ أَشْرَكُوا
، وَ
الَّذِينَ صَبَرُوا
، وَ
الَّذِينَ ظَلَمُوا
، وَ الّذِينَ
يَعْتَدُونَ
( يعنى آنان كه شرك آوردند و آنان كه شكيبائى نمودند و آنان كه ستم كردند و آنان كه تجاوز مىنمايند ) و ميان اين كه بگوئيم : مشركين ، وَ صابرين ، وَ ظالمين ، وَ معتدين ( يعنى مشركان و شكيبايان و ستمكاران و تجاوز كنندگان . ) و بنابر اين شاكرين كسانى هستند كه وصف شكر در ايشان ثابت و استوار شده و اين فضيلت در آنها استقرار يافته است . و معلوم شد كه : شكر مطلق آن است كه بنده نعمتى را به ياد نياورد مگر اينكه خدا را با آن نعمت به ياد آورد ، و برخورد با چيزى نكند كه به آن نعمت گفته مىشود مگر اينكه أمر خدا را در آن اطاعت نمايد .

[ مقام شاكرين مقام مخلصين است كه شيطان را بدان راه نيست ]

و از آنچه گفتيم به دست آمد كه شكر تمام نمىشود مگر آنكه بنده علماً و عملًا براى خداوند - سبحانه - اخلاص داشته باشد . پس شاكرين همان برگزيدگان براى خدا ( مُخْلَصينَ لِلّه ) هستند كه شيطان طمعش را از آنان بريده است و در مقام و منزلتى مىباشند كه ابليس لعين را بدان بارگه راه نيست . و اين حقيقت از آنچه خداوند از زبان ابليس حكايت كرده است به دست مىآيد ، زيرا مىگويد :
قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ، إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ .
« 1 » « إبليس به خدا گفت : سوگند به مقام عزّت تو كه من تمام بندگانت را إغوا مىكنم مگر آن بندگانت را از ميان آنها ، كه برگزيدگانند . » و نيز فرمود :
قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ، إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ .
« 2 » « ابليس به خدا گفت : اى پروردگار من ! در برابر إغوائى كه مرا نمودى ، من در زمين براى بنى آدم زينت مىدهم و همه را إغواء و گمراه مىنمايم ، مگر آن دسته از بندگانت را از ايشان كه برگزيدگانند . »
هامش
( 1 ) آيه 82 و 83 ، از سورهء 38 : ص . ( 2 ) آيه 39 و 40 ، از سورهء 15 : حِجر .