شيطان در اين آيات از إغواى خود أحدى را استثناء ننموده است مگر مُخْلَصين ( برگزيدگان ) را و خدا هم آن را بدون رد امضا كرد .
و نيز فرمود :
قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ . ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ
« 1 »
.
« إبليس گفت : به تلافى اغواء و گمراهيى كه مرا نمودى ، من نيز در راه راست و صراط مستقيمت كه بايد از آن عبور كنند مىنشينم و پس از آن از طرف روبرو و از طرف پشت سر ، و از ناحيهء راست و از ناحيه چپ به سويشان مىآيم و أكثريّت آنها را شاكر نخواهى يافت . »
در اينجا قوله :
وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ
به منزلهء استثناء است يعنى أقلّ قليل از آنها شاكر مىباشند . و در اينجا تعبير مخلَصين به شاكرين مبدّل شده است . و علّتى براى اين تبديل نيست مگر اينكه شاكرين همان گروه مخلَصين هستند كه شيطان را در آنها طمعى نيست و كارى از دستش براى خصوص آنها بر نمىآيد . و معلوم است كه عمل و مكر شيطان ، به فراموشى انداختن مقام ربوبيّت ، و دعوت به معصيت است . و براى مخلَصين كه به طور ملكه و به حالت استمرار ، غرق درياى توجّه و ذكر خدا هستند و معصيت از آنها متحقّق نمىشود ، آلت برش و سلاح شيطان بر آنها كُنْد بوده و كارگر نمىشود .
و از چيزهائى كه در ميان آيات نازلهء در غزوهء احُد گفتار ما را تأييد مىنمايد ، آيهاى است كه بعداً ذكر فرموده است :
إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ
« 2 »
.
« حقّاً وَ تحقيقاً آن كسانى از شما كه در روز برخورد دو سپاه كفر و ايمان ، پشت به جنگ نمودند ، فقط به سبب بعضى از أعمال خودشان شيطان آنها را لغزانيد ، و هر آينه
هامش
( 1 ) آيه 16 و 17 ، از سورهء 7 : اعراف .
( 2 ) آيه 155 ، از سورهء 3 : آل عمران .