تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
كشت رسول خدا صلّى الله عليه و آله جماعتى از مشركين را به وى نشان دادند و گفتند : اى على بر آنان حمله كن ! على عليه السلام بر آنها حمله كرد و جماعتشان را پراكنده نمود و عَمْرو بْن عبد الله جُمَحى را كشت . سپس رسول خدا صلّى الله عليه و آله نگاهى كرد و جماعتى را به على عليه السلام نشان داد و فرمود : بر ايشان حمله كن ! أمير المؤمنين عليه السلام بر آنها حمله كرد و جماعتشان را متفرّق ساخت و شَيْبَة بن مالك را كه يكى از بَنِى عامر بن لُؤَى بود كشت . در اين حال جبرئيل گفت : يَا رَسُولَ اللهِ ! إنّ هَذِهِ لَلْمَواسَاةُ « اى رسول خدا ! اين است مواسات ! » رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : إنّهُ مِنّى وَ أنَا مِنْهُ « او از من است و من از اويم . » جبرائيل گفت : وَ أنَا مِنْكُمَا « و من هم از شما هستم ! » در اين حال شنيدند صدائى را كه : لَا سَيْفَ إلّا ذُو الْفَقَارِ « 1 » وَ لَا فَتَى إلّا عَلِىّ « 2 » « هيچ شمشيرى نيست مگر شمشير ذو الفقار ،
هامش
( 1 ) در « قاموس » گويد : ذو الفقار با فتحه ، شمشير عاص بن منبّه است كه در غزوه بدر در حال كفر كشته شد و شمشيرش به پيغمبر رسيد و آن حضرت به على داد و سيف مُفَقّر شمشيرى است كه فيه حُزوزٌ مطمئنّة عن متنه . و در « نهايه » ابن أثير گويد : ذو الفقار اسم شمشير پيغمبر بوده است لأنّه كان فيه حُفَرٌ صغارٌ حِسانٌ . و المُفقّر من السّيوف الّذى فيه حُزوزٌ مطمئنّة « چون در آن حفره‌ها و فرورفتگىهاى ريز كوچكى بود نيكو . و شمشير مُفَقّر به آن گويند كه در آن بريدگىها و دندانه‌هائى به شكل استخوان فقرات تعبيه شده باشد كه از متن آن ( صفحهء آن ) پائين‌تر باشد . » و در « لغت نامه دهخدا » گويد : ذو الفقار به معنى صاحب فقرات است . و فقره هر يك از مهره‌هاى پشت است كه ستون فقرات از آن مركّب است . و گفته‌اند كه چون بر پشت ذو الفقار خراشهاى پست و هموار بود ازاين‌رو آن را ذو الفقار گفته‌اند . و آن شمشير كه از مختصّات رسول خدا بود آن را در روز احد به علىّ بن أبى طالب عليه السلام عطا فرمود . و اينكه گمان برند كه ذو الفقار داراى دو تيغه يا دو زبانه بوده است بر اصلى نيست . و در « ترجمهء تاريخ طبرى » در ذكر خبر غزوهء احد آمده است كه كافران غلبه مىكردند و گرد مسلمانان اندر گرفتند و پيغمبر صلّى الله عليه و آله بر جاى ايستاد و بازنگشت و خلق را مىخواند و كس اجابت نكرد چنانچه خداى تعالى گفت :حتّى إذا فشلتم و تنازعتم فى الأمر- الآية . و پيغمبر صلى الله عليه و آله از جاى نجنبيد و مردمان را بر حرب تحريص مىكرد و على عليه السلام اندر پيش حرب بود و كارزار مىكرد و شمشيرى كه داشت بر سر كافرى زد و كافر به سپر بگرفت ، و خود داشت از آهن قوى ، و شمشير بشكست ، أمير المؤمنين عليه السلام بازگشت و گفت : يا رسول الله حرب همى كردم و شمشير من بشكست و شمشير ندارم ، پيغمبر صلّى الله عليه و آله ذو الفقار به على
امام شناسى (فارسى) — صفحة 31 | السيد محمد حسين الطهراني