تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
و هيچ جوانمردى نيست مگر مرتضى على . » مير خواند در كتاب « رَوْضَةُ الصّفا » شرح اين حديث شريف را ذكر كرده است و پس از بيان مفصّلى در ايثار و مواسات أمير المؤمنين عليه السلام در روز احد كه تحقيقاً موجب شگفت است گفته است : حافظ أبو محمّد بن عزيز در كتاب « معالم العترة و النبوّة » روايت كرده از مدفوع مادر قيس بن سعد ، و او از پدر خويش كه از على شنيدم كه در روز احد شانزده ضربت به من رسيد به طورى كه از أثر آن ضربتها به زمين افتادم و هر بار كه افتادم « 1 » مردى خوش روى و خوش بوى مرا بر پاى مىكرد و مىگفت كه : متوجّه كافران شو
هامش
داد و گفت : خذها يا علىّ ! على گرفت و به حرب اندر شد ، پيغمبر او را ديد دلير و كار آمد ، ذو الفقار از راست و چپ و پيش و پس مىزد و مىكشت و پيغمبر صلوات الله عليه گفت : لَا فَتى الّا علىّ ، لا سيف الّا ذو الفقار .حيدر كرّار كو تا به گه كارزار * از گهر لطف او آب دهد ذو الفقار( خاقانى ) در اينجا دهخدا ابيات بسيارى را از شعراى پارسى زبان دربارهء ذو الفقار آورده است . ( مادهء ذو الفقار - حرف ذال « تاريخ طبرى » ، ج 2 ، ص 514 ، و « الكامل فى التاريخ » ج 2 ، ص 154 ، و « ارشاد مفيد » طبع سنگى ص 45 و ص 47 ، و أيضاً حمّوئى در « فرائد السمطين » ج 1 ، ص 257 و ص 258 حديث 198 آورده است و در حديث 199 اين سه بيت را از اخطب خوارزم در وصف أمير المؤمنين عليه السلام آورده است :أسد الله و سيفه و قناته * كالصّقر يوم صياله و النّاب جاء النداء من السماء و سيفه * بدم الكماة يلحّ فى التسكاب لا سيف إلّا ذو الفقار و لا فتى * الّا علىّ هازم الأحزاب( 1 ) عبد الحليم جندى مستشار مجلس أعلاى شئون إسلاميّه مصر در كتاب « الإمام جعفرٌ الصّادق » ص 21 گويد : و در روز احد ، - خطيرترين معارك اسلام - على در كنار رسول خدا در ميان محافظان او بود ، در وقتى كه در معركه به پيغمبر زخم رسيد ، و طبيعى بود كه به او شانزده ضربه و زخم برسد كه هر زخمى و ضربه‌اى او را به زمين مىچسبانيد و همان‌طور كه سعيد بن مسيّب سيّد التّابعين مىگويد : فما كان يرفعه الّا جبريل عليه السلام . و چون آتش جنگ شدت يافت و حامل رايت ، مُصعب بن عمير كشته شد ، رسول خدا رايت را به على داد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 32 | السيد محمد حسين الطهراني