خداوند از آنها گذشت و مورد غفران و آمرزش خود قرار داد ، حقّاً خداوند آمرزنده و بردبار است . »
اين آيه اگر با گفتار خدا در آيه مورد بحث ما :
وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ
و گفتار خدا در آيه بعدى آن :
وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ
ضميمه گردد - و دانستى كه معنى و مفاد استثناء دارد - تأئيد خود را بطور أبلغ مىرساند .
در اين آيه تدبّر كن و پس از آن در تعجّب فرو رو از گفتار كسى كه گفته است : اين آيه :
إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ
ناظر است به آنچه روايت شده است كه : شيطان در روز غزوهء احد ندا كرد : ألَا قَدْ قُتِلَ مُحمّد « آگاه باشيد كه محمّد كشته شد » و اين موجب سستى مؤمنين و تفرّقشان از معركه جنگ شد ؛ و ببين كه چگونه كتاب خدا را از اوج حقائقش فرو ميريزند و از مستواى معارف عاليهاش سقوط ميدهند ؟ !
بنابراين آيه مورد گفتار دلالت دارد بر آنكه عدّهاى از مؤمنين در روز احد دست از كارزار نشستند و سستى نكردند و در برابر خدا و أوامرش كوتاهى نورزيدند ، و آنان را خداوند به نام و وصف شاكرين ستوده است و تصديق نموده است كه شيطان به آنان راه ندارد و مطمعى در ايشان نمىيابد ، نه تنها در اين غزوه ، بلكه اين عنوان ، وصف ثابت و مستقرّى است كه پيوسته با ايشان همراه است .
و لفظ شاكرين در هيچ مورد از موارد قرآن به عنوان توصيف وارد نشده است مگر در اين دو آيه يعنى در آيه :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
، و آيه :
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
. و نيز در هيچيك از اين دو مورد مقدار جزا و پاداش آنها را از جهت عظمت و نفاست بيان نفرموده است . « 1 »
[ جانبازى و دلاورى على عليه السلام در جنگ احد ]
تمام تواريخ مسلّم و مورد قبول عامّه اتّفاق دارند بر اينكه : أبوبكر در جنگ احُد أبداً زخمى و جراحتى نديد ، و او با عمر به كوه پناهنده شده ، دست از جنگ شستند و محمّد را مقتول پنداشتند ، و عثمان به طورى فرار كرد كه تا سه روز ناپديد
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ج 4 ، ص 36 تا ص 40 .