تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

مورد دهم : گفتار رسول خدا در تمسّك به ثَقَلَيْن در وقت حضور انصار

شيخ طبرسى از ابو مُفَضّل محمّد بن عبد الله شيبانى با اسناد صحيح خود از مردانى موثّق روايت كرده است كه رسول أكرم صلّى الله عليه و آله در مرض موت در حالى كه به فضل بن عبّاس و يكى از غلامان خود به نام ثَوْبان تكيه كرده بودند براى نماز از منزل بيرون رفتند ؛ و اين همان نمازى بود كه به جهت سنگينى مرض نمىخواستند از منزل بيرون روند امّا بر خود تحميل نموده و بيرون رفتند . چون نماز را در مسجد بجاى آوردند به منزل مراجعت نموده و به غلام خود گفتند : بر دَرِ منزل بنشين و از آمدن هيچ يك از انصار مانع مشو ؛ و در اين حال ، حال بيهوشى بر آن حضرت رخ داد . انصار آمدند و دور تا دور دَرِ منزل حلقه زدند و گفتند : از براى ملاقات رسول خدا براى ما اجازه بگير ! غلام گفت : رسول خدا بيهوش شده است و زنان وى نزد او هستند . انصار شروع كردند به گريستن . رسول خدا صلّى الله عليه و آله صداى گريه انصار را شنيد و فرمود : ايشان كيانند ؟ گفتند : انصار . فرمود : در اينجا از اهل بيت من كيست ؟ گفتند : على و عبّاس ، رسول خدا آنان را طلبيد و بر آنها تكيه داد و بيرون شد تا به ستون چوبى از چوب درخت خرما كه ستون مسجد بود تكيه كرد و مردم دور وى گرد آمدند . حضرت خطبه‌اى خواند و در ضمن آن فرمود : مَعَاشِرَ النّاسِ ! إنّهُ لَمْ يَمُتْ نَبِىّ قَطّ إلّا خَلّفَ تَرَكَةً ، وَ قَدْ خَلّفْتُ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللهِ وَ أهْلَ بَيْتِى . ألَا فَمَنْ ضَيّعَهُمْ ضَيّعَهُ اللهُ . ألَا وَ إنّ الأنْصَارَ كِرْشِى وَ عَيْبَتِىَ الّتِي آوِى إلَيْهَا ؛ وَ إنّى اوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللهِ وَ الْإحْسَانِ إلَيْهِمْ ، فَاقْبَلُوا مِنْ مُحْسِنِهِمْ ، وَ تَجَاوَزُوا عَنْ مُسِيئِهِمْ . « 1 »
هامش
( 1 ) « احتجاج طبرسى » طبع نجف ج 1 ، ص 89 و ص 90 ، و « غاية المرام » ص 226 حديث 35 از خاصّه از « احتجاج » و در « بحارالأنوار » طبع كمپانى ، ج 7 ، ص 30 از « امالى » طوسى از
امام شناسى (فارسى) — صفحة 371 | السيد محمد حسين الطهراني