إنَهُمَا لَنْ يَتَفَرّقَا حَتّى يَرَدَا عَلَىّ الْحَوْضَ . فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونّى فِيهِمَا . « 1 »
و به حديث ثقلين در روز غدير از رسول أكرم صلى الله عليه و آله اشاره فرموده است علّامه آية الله سيّد شرف الدين عاملى در كتاب « المراجعات » . « 2 » ، « 3 »
* * *
مورد هشتم : گفتار رسول خدا در تمسّك به ثقلين بعد از نماز صبح
شيخ طوسى در « امالى » با سند متّصل خود از جابر بن عبد الله أنصارى روايت كرده است كه : روزى رسول خدا صلّى الله عليه و آله نماز صبح را براى ما بجاى آورد ، و چون از نماز فارغ شد ، روى به ما آورده و براى ما سخن مىگفت و پس از آن فرمود : اى مردم هر كس فاقد خورشيد گردد به ماه تمسّك مىكند ، و هر كس فاقد ماه گردد به فرقدان تمسّك مىنمايد . جابر گويد : من و ابو ايّوب انصارى برخاستيم و با ما انَس بود و عرض كرديم : اى رسول خدا ، مراد از خورشيد چيست ؟ فرمود : من هستم . آنگاه رسول الله براى ما مثلى زد و گفت :
خداوند تعالى ما را كه خلق فرمود به منزله ستارگان آسمان قرار داد كه هرگاه ستارهاى ناپديد شود ستاره دگرى طلوع مىكند . من خورشيدم . چون مرا بردند تمسّك به ماه كنيد ! گفتيم ماه كيست ؟ !
فرمود : أخِى وَ وصِيّى ، وَ وَزيرِى ، وَ قاضِى دَيْنِى ، وَ أبُو وَلَدَىّ ، وَ خَلِيفَتِى فِى أهْلِى .
هامش
( 1 ) همين مصدر ، ص 580 .
( 2 ) « المراجعات » طبع اوّل ، ص 15 : و قد صَدَع بها رسول الله صلّى الله عليه و آله فى مواقف شتّى : تارةً يوم غدير خمّ - الخ كلامه .
( 3 ) بايد دانست كه اين روايات را ما غالباً از مصادر عامّه آوردهايم به جهت اتمام حجّت و الزام خصم ، و گرنه در داستان غدير از مصادر خاصّه چه از كتب تفسير و چه از كتب حديث ، و چه از كتب تاريخ و سيره ، روايات بسيار است ، همچون روايت شيخ مفيد در « ارشاد » كه داستان غدير و خطبهء رسول الله و امر به تمسّك به ثقلين را مفصّلًا ذكر نموده است . ( غاية المرام ص 230 حديث چهل و هفتم از خاصّه ، و نيز گويد : اين روايت را شيخ ابو على طبرسى در « إعلام الوَرَى » روايت نموده است . )