تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
هم سبقت نگيريد ، و در اين امر حسد نورزيد و دشمنى نكنيد ، و همانطور كه خداوند به شما امر نموده است برادر يكديگر باشيد . و من به عنوان جانشين از خودم در ميان شما عترتم را اهل بيتم را باقى گذاردم و من شما را بديشان وصيّت مىكنم . پس از آن شما را وصيّت مىكنم دربارهء اين گروه از مؤمنين كه انصار مىباشند . شما دانسته‌ايد رنج و مصيبت و مشكلاتى را كه در راه خدا و در راه حفظ رسول خدا ، و در راه حفظ و صيانت مؤمنين تحمّل كرده‌اند تا چه حد بوده است ؟ ! آيا آنها شما را به خانه‌ها و شهرهاى خود راه ندادند و مسكن و محلّ اقامتشان را گشايش ندادند ؟ ! آيا آنها ثمرات و بهره‌هاى زندگى خود را با شما تقسيم ننمودند ؟ ! آيا آنها با وجود ابتلاى به فقر و تنگدستى ، شما را بر خودشان مقدّم نشمردند ؟ ! بنابراين هر كس از شما چنانچه امرى از امارت را به دست گيرد ، خواه براى كسى ضرر داشته باشد يا منفعتى ، بايد در مقابل خوبيهاى انصار ، نيكانشان را بپذيرد و در برابر بديهايشان از بدكارانشان درگذرد و عفو و اغماض پيشه گيرد . و اين آخرين مجلس رسول خدا صلى الله عليه و آله بود تا به زيارت خداى عَزّ وَ جَلّ شتافت . » « 1 » شيخ مفيد نيز با سند متّصل خود از عبد الرّحمن بن ابى لَيلى از حسين بن علىّ بن أبى طالب عليه السلام آورده است كه گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله به انَس فرمود : يَا أنَسُ ! ادْعُ لِى سَيّدَ الْعَرَبِ ! فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللهِ ! أَ لَسْتَ سَيّدَ الْعَرَبِ ؟ ! قَالَ : أنَا سَيّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ عَلِىّ سَيّدُ الْعَرَبِ . « 2 »
هامش
( 1 ) سيّد بن طاووس - رضوان الله عليه - در كتاب « طرائف » طرفهء سى و سوم با سند خود از حضرت كاظم از حضرت صادق عليهما السّلام حديث مفصّلى دربارهء خطبهء رسول خدا صلّى الله عليه و آله در وقتى كه انصار را فراخوانده‌اند ، روايت نموده است ، اين خطبه را سيّد هاشم بحرانى در « غاية المرام » ص 228 حديث چهلم از خاصّه ذكر كرده است . ( 2 ) در تعليقه گويد : شيخ صدوق در امالى در مجلس دوم از عائشه در حديثى روايت كرده است كه او گفت : من گفتم : و ما السّيّد ؟ « سيّد و سالار كيست ؟ » فقال صلى الله عليه و آله : من افترضت طاعته كما افترضت طاعتى . « آن كسى كه اطاعتش به همان گونه كه اطاعت من واجب است ، واجب باشد . »