و در « كمال الدّين » با اسناد خود از غياث بن ابراهيم از حضرت صادق از پدرانش عليهم السلام روايت است كه گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله گفت : كُلّ مَا كَانَ فِى الامَمِ السّالِفَةِ فَانّهُ يَكُونُ فِى هذِهِ الامّةِ مِثْلُهُ حَذْوَ النّعْلِ بِالنّعْلِ ، وَ الْقُذّةِ بِالْقُذّةِ .
« تمام آنچه در امّتهاى پيشين بوده است مثل آن در اين امّت خواهد بود مانند تشابهى كه يك لنگه نعل « 1 » با لنگهء ديگر آن دارد ، و مانند تشابهى كه يك چوبه تير با يك چوبهء ديگر دارد . » « 2 »
و در « تفسير قمّى » از رسول أكرم صلّى الله عليه و آله وارد است كه فرمود : لَتَرْكَبُنّ سُنّةَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ حَذْوَ النّعْلِ بِالنّعْلِ وَ الْقُذّةِ بِالْقُذّةِ ، لَا تُخْطِئُونَ طَرِيقَهُمْ وَ لَا يُخْطَى ، شِبْرٌ بِشِبْرٍ وَ ذِرَاعٌ بِذِراعٍ ، وَ بَاعٌ بِبَاعٍ ، حَتّى أنْ لَوْ كَانَ مَنْ قَبْلَكُمْ دَخَلَ جُحْرَ ضَبّ لَدَخَلْتُمُوهُ ! قَالُوا : الْيَهُودَ وَ النّصَارَى تَعْنِى يَا رَسُولَ اللهِ ؟ ! قَالَ : فَمَنْ أعْنِى ؟ لَتَنْقُضُنّ عُرَى الإسْلامِ عُرْوَةً عُرْوَةً ، فَيَكُونُ أوّلُ مَا تَنْقُضُونَ مِنْ دينِكُمُ الأمَانَةَ ، وَ آخِرُهُ الصّلَاةَ .
« شما تحقيقاً و حتماً بر مركب سنّت پيشينيان از خود سوار خواهيد شد ، طابق النّعل بالنّعل و القُذّة بالقُذّة ، شما از راه و روش آنها تخطّى نخواهيد نمود و آن طريق هم به خطا پيموده نمىشود ، شِبرْ به شِبرْ ، و ذراع به ذراع ، و باع به باع ، « 3 » تا به جائى
هامش
( 1 ) نَعْل يا نعال عبارت است از پاپوشى كه فقط كف دارد و مانند كفش رو ندارد مثل دَمپائى . و اين تشابه نعل با نعل بواسطهء تقارب آنهاست زيرا يك جفت از نعلين را كه در نظر بگيريد ، به يك لنگهء آن از همه چيز شبيهتر لنگهء ديگر آن است .
( 2 ) قُذّة عبارت است از چوبهء تير كه سابقاً از چوب و يا از نِىْ مىساختند و سرش را پيكان مىزدند و بر دمش پَرْ قرار مىدادند تا اينكه اوّلًا چوبهء تير بواسطهء سبكى آن بتواند راه طولانى را طى كند و پيكان سرش كه از آهن و فولاد بود بر هدف بنشيند و زخم وارد كند و پَرِ دمش براى آن بود كه تير راست حركت كند و در راه كج و معوج نگردد . تير سازان چوبههاى تير را اوّلًا مىبريدند ، و با هم دسته مىكردند و با هم سر و ته آن را قطع مىكردند تا همه كاملًا به قدر هم و اندازهء هم باشد در اين صورت يك دانه چوب تيرى را كه در نظر بگيريم هيچ چيز شبيهتر به آن از دانهء چوبهء تير ديگرى نبود كه با هم ساخته شده بودند و سر و دم آن را قطع كرده بودند . فلهذا حَذْو النّعل بالنّعل و القُذة بالقُذّة به دو چيزى مىگويند كه ازهرجهت با هم مشابهت دارند .
( 3 ) شِبر به معناى وَجَب است يعنى مقدار درازى سر انگشت ابهام تا انگشت خِنْصِر يعنى