علّامه مىفرمايند : اين روايت نيز از مشهورات است و شيعه به گونهاى ديگر آن را روايت كرده است به طورى كه در « خصال » و « معانى الأخبار » و « احتجاج » و « امالى » و « كتاب سليم بن قيس » و « تفسير عيّاشى » آمده است « 1 » و ما با عبارت
هامش
نموده است . و فرقهاى أهل باطل هستند كه آن را با حقّ آميخته نمىكنند ، مَثَل آنان مَثَل آهن است كه هر چه آتش بدان بيشتر برسد و آزمايش كند بر پليدى و كثافت او مىافزايد و امام آنها اين است ! راوى مىگويد : من از ابو ذر و سلمان و مقداد از أهل حقّ و امامشان پرسيدم گفتند : علىّ بن أبى طالب است و از آن دو نفر ديگر جويا شدم ، ايشان از گفتن امساك نمودند و هر چه كوشيدم تا از آن دو نفر جويا شوم و نامشان را براى من ذكر كنند ، نكردند . و اين روايت اهل مذهب است .
و امّا روايت خاصّه : شيخ طوسى در « أمالى » با دو سند متّصل خود از مجاشعى از محمّد بن جعفر بن محمّد عليه السلام از حضرت صادق عليه السلام ، و از مجاشعى از حضرت على بن موسى الرّضا از پدرانش از أمير المؤمنين عليهم السلام بدين گونه كه مجاشعى مىگويد : من از حضرت رضا عليه السلام شنيدم كه به رأس اليهود مىگفت : شما بر چند فرقه قسمت شديد ؟ گفت : بر فلان و فلان ! حضرت فرمود : دروغ گفتى آنگاه روى خود را متوجّه مردم نمود و فرمود : و الله لو ثنّيت لى الوسادةُ لَقَضَيْت بين اهل التوراة بتوراتهم و بين أهل الانجيل بإنجيلهم و بين أهل القرآن بقرآنهم . افترقت اليهود على احدى و سبعين فرقة : سبعون منها فى النار و واحدة ناجية فى الجنّة و هى الّتى اتّبعت يوشع بن نون وصىّ موسى و افترقت النّصارى على اثنتين و سبعين فرقة احدى و سبعين فرقة فى النّار و واحدة فى الجنّة و هى الّتى اتّبعت شمعون وصىّ عيسى عليه السلام . و تفترق هذه الامّة على ثلاث و سبعين فرقة اثنتان و سبعون فرقة فى النار و واحدة فى الجنّة و هى الّتى اتّبعت وصىّ محمّد صلّى الله عليه و آله .
در اينجا حضرت امام رضا عليه السلام با دست خود بر سينهء مبارك زد ( يعنى منم وصىّ محمّد صلّى الله عليه و آله ) و سپس فرمود : ثلاث عشرة فرقة من الثلاث و سبعين ( السبعين - ظ ) فرقة كلّها تنتحل مودّتى و حبّى واحدةً منها فى الجنّة و هم النّمط الأوسط و اثنتا عشرة فى النّار . « سيزده گروه از هفتاد و سه گروه همگى به مودّت و محبّت من گرائيدهاند يكى از آنها در بهشت است و آن گروه ميانهرو هستند و دوازده گروه در آتشند . »
( 1 ) شيخ مفيد در « امالى » طبع جامعة المدرّسين ص 212 و 213 با سند متصل خود از ابو هارون عبدى از ابو عقيل روايت كرده است كه گفت : ما در نزد أمير المؤمنين على بن أبى طالب عليه السلام بوديم كه گفت : لتفرقنّ هذه الامّة على ثلاث و سبعين فرقة ، و الذى نفسى بيده كلّها ضالّة الّا من اتّبعنى و كان من شيعتى . « اين امّت بر هفتاد و سه فرقه جدا مىشوند و سوگند به آن كسى كه جان من در دست اوست جميع آن فرقهها گمراه هستند مگر كسى كه از من پيروى كند و از شيعه من باشد . »