تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
اختلاف به حدّ اعلاى بلوغ رسيده است . و اين نيست مگر به علّت آنكه در امر اين امّت تفرّس نموده است كه آنها نيز مانند امّت‌هاى پيشين ، بلكه بيشتر و شديدتر از آنها به زودى با هم اختلاف مىكنند . و ما در ابحاث سابقه مراراً گفته‌ايم : دأب قرآن كريم آن است كه هر جا كه در تحذير از چيزى مبالغه مىكند ، و در نهى از ارتكاب آن اصرار و ابرام زياد اعمال مىدارد ، اين علامت وقوع آن چيز و ارتكاب آن است . و اين امرى است كه پيغمبر صلّى الله عليه و آله مانند قرآن خبر داده است كه اختلاف كم كم در امّتش ظهور مىكند ، و سپس به صورت فرقه‌هاى گوناگون پديدار مىشوند ، همانطور كه يهود و نصارى در ميان خود اختلاف كردند اين امّت نيز به زودى با هم اختلاف پيدا مىكنند ، و اين امر در بحث روائى كه عن‌قريب خواهد آمد روشن مىشود . حوادث واقعهء تاريخ ، و جريانات تازه پديد ، اين غيب گوئى قرآن را تصديق مىنمايد . امّت رسول خدا صلّى الله عليه و آله پس از وى درنگ نكردند كه ناگهان متفرّق و متشتّت شدند و به صورت آراء و مذاهب و مكاتب گوناگونى درآمدند كه بعضى بعض دگر را تكفير كردند . و اين جريان از عصر صحابه تا امروز كه ما هستيم پيوسته ادامه دارد و هر وقت كسى خواسته است در ميان دو مذهب رفع اختلافى را بنمايد ، خود زايندهء مذهب سومى گرديده است . آنچه كه بحث تحليلى و تجزيه ما را بدان رهبرى مىكند آن است كه اصل اين اختلاف به منافقين بر مىگردد كه قرآن دربارهء آنها با گفتار شديد و غليظ به ميدان آمده است ، و خدعه و مكرشان را عظيم شمرده است . و اگر آنچه را كه خداوند در آيات سورهء بقره ، و توبه ، و احزاب ، و منافقين ، و غيرها بيان كرده است بنگرى تعجّب خواهى نمود . و اين در حالى بود كه رسول الله زنده بود و وحى منقطع نبود ، امّا همين كه خداوند او را قبض روح نمود ناگهان دفعةً واحدة نام منافقين از بين رفت و زنگهايشان از صدا بيفتاد .
كَأنْ لَمْ يَكُنْ بَينَ الْحَجُونِ إِلَى الصَّفَا * أَنِيسٌ وَ لَمْ يَسْمُرْ بِمَكَّةَ سَامِرٌ