هر كس كه من مولاى او هستم ، پس اين - يعنى على - مولاى اوست . خداوندا ! تو ولايت كسى را داشته باش كه او ولايت على را دارد ، و دشمن كسى باش كه على را دشمن دارد .
و پس از آن گفت : اى مردم ! من علمدارِ پيشرو شما هستم و شما به دنبال من بر من در حوض وارد مىشويد ، حوضى كه وسعتش به قدر مساحت ما بين بُصراى شام و صَنعاء يمن است ، در آن حوض به قدر ستارگان آسمان كاسههاى خالى از نقره است ، و چون شما به سوى من آئيد من از شما دربارهء ثقلين بازخواست و پرسش مىكنم ، پس شما بنگريد ببينيد تا چگونه خلافت مرا در آن دو چيز ادا مىكنيد ؟ ثقل بزرگتر كتاب خداست عزّ و جلّ ، كه سبب و واسطهاى است كه يك سوى آن به دست خداست ، و سوى دگرش به دست شماست ، پس بدان تمسّك كنيد ، گمراه نشويد و در آن تبديل و تغيير به عمل نياوريد ! و عترت من اهل بيت من ثَقَل ديگر است . حقّاً و تحقيقاً خداوند لطيف خبير مرا آگاه كرده است كه آن دو چيز منقضى نمىشوند و از بين نمىروند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند . »
آنگاه سمهودى راوى اين روايت از طبرانى گويد : از اين طريق روايت ضياء در « مختارة » و ابو نُعَيْم در « حِلْيَة » و غيره از حديث زيد بن حسن انماطى ، از معروف بن خرّبوذ از ابو طفيل از حُذيفَة به تنهائى روايت كردهاند . ]
و از افادهء علّامه سمهودى در « جواهر العِقْدَين » و محمّد بن يوسف شامى در كتاب « سُبُل الْهُدَى و الرّشَاد » معروف به « سيرهء شاميّة » و ابن حَجَر مكّى در « صَواعِق مُحرقه » و فَخْر جَهْرُمى در « براهين قاطعه » و نور الدين حَلَبى در كتاب « إنسانُ العيون » معروف به « سيره حلبيّه » و احمد بن فضل بن محمّد با كثير در « وسيلة المآل » و محمود بن محمّد قادرى در « صِراطِ سوِىّ » و مِرْزا محمّد بَدَخْشانى در « مِفتاح النّجَا » و « نُزُلُ الأبرار » و محمّد صدر عالم در « مَعارج العُلى » و احمد بن عبد القادر عِجْلى در « ذخيرة المآل » و مولوى ولىّ الله لكهنوى در « مرآة المؤمنين » نيز
امام شناسى (فارسى) — صفحة 280
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٠