استخراج كردهاند و در سندش باكى نيست . « 1 » ، « 2 »
سيزدهم : حديث ثقلين به روايت زيد بن أرقم :
مضامين روايات و اسناد روايات واردهء از طريق زيد بن ارقم از همهء طرق آن زيادتر است ؛ و همچنين علمائى از عامّه كه حديث وى را روايت كردهاند بيشترند . اينك ما در اينجا به برخى از روايات واردهء از او كه علماى عامّه در كتب خود آوردهاند مىپردازيم :
سمهودى در « جواهر الْعِقدَين فى فضل الشّرفين : شرفِ العلم الجَلِىّ و النّسَبِ الْعَلِىّ » « 3 » گويد : طبرانى در « اوسط » و ابُو يَعْلى و غيرهما با سند خوب ، و حافظ ابو محمّد عبد العزيز در « معالم العترة النّبويّة » ، و در « صحيح » مسلم و غيره از زيد بن ارقم روايت است كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله در كنار آبى كه ميان مكّه و مدينه بود و به خم ناميده مىشد ، براى خطبه برخاست و حمد و ثناى خداوند را بجاى آورد و مردم را به مواعظ و يادآوريهاى خود متمتّع ساخت و سپس فرمود :
65 - ألَا يَا أيّهَا النّاسُ ! إنّمَا أنَا بَشَرٌ يُوشِكُ أنْ يَأتِىَ رَسُولُ رَبّى فَاجِيبَ ، وَ إنّى تَارِكٌ
هامش
( 1 ) « عبقات » ، ج 1 ، ص 276 . و اين حديث را حمّوئى در « فرائد السمطين » ج 2 ، ص 272 باب 54 آورده است و « غاية المرام » ص 212 حديث 8 ذكر نموده است .
( 2 ) قندوزى در « ينابيع المودّة » ص 241 در حديث 68 از جملهء هفتاد مناقبى كه براى أمير المؤمنين عليه السلام ذكر كرده است روايتى را بدين عبارت از ابو سعيد خدرى آورده است كه او گفت : خطب رسول الله صلى الله عليه و آله فقال : يا أيّها النّاس ! انّى تركت فيكم الثّقلين خليفتى ان اخذتم بهما لن تضلّوا بعدى ، احدهما اكبر من الآخر : كتاب الله حبلٌ ممدودٌ من السّماء إلى الارض و عترتى و هم اهل بيتى لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض . آنگاه قندوزى گويد : اين حديث را ثعلبى و امام احمد بن حنبل در مسندش آورده است . أقول : اين روايت را علّامه ميرزا نجم - الدّين شريف عسگرى در كتاب « علىٌ و الوصية » ص 54 آورده است و در نقل آن لفظ هم حذف شده است ، و عترتى ذكر شده در حالى كه عترتى و هم اهل بيتى است .
( 3 ) قندوزى در « ينابيع المودّة » ص 36 دربارهء او گويد : « جواهر العقدين » از سمهودى مصرى علّامه در بلاد مصر و حجاز مصنّف « تاريخ مدينهء منوّرهء نبوّيه » على صاحبها آلاف آلاف التحيّة و التّصلية است .