تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
سوم حديثى كه مسلم آورده است با سند دگرى از ابن مسروق از يزيد بن حيّان از زيد بن ارقم ؛ كه ابن مسروق گفت : من و يزيد بن حيّان بر زيد وارد شديم ، و يزيد به او گفت : تو به خير بسيارى رسيده‌اى ؛ با رسول خدا صلّى الله عليه و آله مصاحبت نمودى و در پشت سر او نماز خواندى ! در اينجا حديث را به مانند حديث ابو حيّان مىآورد مگر آنكه گفتار رسول خدا صلّى الله عليه و آله را بدين گونه روايت مىكند : 67 - ألَا وَ إنّى تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ : أحَدُهُمَا كِتَابُ اللهِ هُوَ حَبْلُ اللهِ ، مَنِ اتّبَعَهُ كَانَ عَلَى الْهُدَى ، وَ مَنْ تَرَكَهُ كَانَ عَلَى ضَلَالَةٍ « 1 » . و در اين روايت است كه ما به زيد گفتيم : مراد از اهل بيت او زنهاى او مىباشند ؟ ! زيد گفت : نه قسم به خدا ! زن روزگارى با شوهر خود است پس از آن ، او را طلاق مىدهد و به سوى پدرش و خويشاوندانش بر مىگردد . مراد از اهل بيت رسول خدا ، اصل او و عَصَبه او هستند كه پس از پيغمبر صدقه بر ايشان حرام شده است . « 2 » ابن مغازلى در « مناقب » خود با سند متّصلش يك روايت با عبارت : إنّى تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى ، وَ إنّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتّى يَرِدَا عَلَىّ الْحَوْضَ « 3 » آورده است ، كه حاكم در « مستدرك » « 4 » و حافظ ترمذى در « جامع » « 5 » و ايضاً حاكم در
هامش
اهل بيتى ، از احمد و عبد بن حميد و مسلم تخريج كرده است . ( 1 ) « صحيح مسلم » ، ج 4 ، ص 1874 حديث 37 و در « ينابيع المودّة » ص 29 با اضافهء كلمه : و عترتى اهل بيتى از مسلم آورده است و در « غاية المرام » ص 212 حديث ششم از عامّه عين عبارت متن را آورده است . ( 2 ) « صحيح مسلم » ، ج 4 ، ص 1874 حديث 37 و در « ينابيع المودّة » ص 29 با اضافه كلمه : و عترتى اهل بيتى از مسلم آورده است و در « غاية المرام » ص 212 حديث ششم از عامّه عين عبارت متن را آورده است . ( 3 ) « مناقب » ابن مغازلى ص 234 حديث 281 . و اين عبارت را قندوزى در « ينابيع المودّة » ص 37 بدون لفظ عترتى از « صحيح » مسلم در طريق روايت سوّم صاحب كتاب « معالم العترة النّبويّة » آورده است و در « غاية المرام » ص 232 حديث 59 از خاصّه به روايت ابن بابويه آورده است ؛ و حمّوئى در « فرائد السمطين » ج 2 ، ص 142 و ص 143 باب 33 آورده است بدون لفظ أهل بيتى و بجاى لن يفترقا لفظ لن يتفرّقا را آورده است . ( 4 ) « المستدرك على الصحيحين » ج 3 ، ص 148 و حاكم گويد : اين حديث بر شرط شيخين صحيح السّند است و اين دو نفر آن را تخريج ننموده‌اند .