فَإنّى سَائِلُكُمْ عَنِ اثْنَيْنِ : الْقُرآنِ وَ عِتْرَتِى « 1 » . « رسول خدا در جُحْفه براى ما خطبه خواند و گفت : آيا ولايت من بر شما از ولايت خودتان بر خودتان قوىتر نيست ؟ ! گفتند : آرى اى رسول خدا ! فرمود : بنابراين ، من از دو چيز از شما مؤاخذه و سؤال مىكنم : قرآن و عترتم ! »
[ بيان علامه سيد شرف الدين درباره احاديث ثقلين ]
آية الله سيّد شرف الدّين عامِلى پس از ذكر بسيارى از اين اخبار گويد : و صحاح اهل سنّت حاكم است بر وجوب تمسّك به ثَقَليْن متواتر مى باشد ، و طرق اين حديث از بيست و اندى نفر صحابى رسول الله متضافر است . رسول خدا صلّى الله عليه و آله در مواقع گوناگونى بدين سخن با صداى بلند اعلام نموده است ، بعضى را در روز غدير خم ، و بعضى را در روز عرفه در حجّة الوداع ، و بعضى را در حين مراجعت از طائف ، و بعضى را بر فراز منبر در مدينه ، و بعضى را در حجرهء مبارك خود در مرض موت در وقتى كه حجره مملوّ از صحابيان بود .
و بدين حقيقت جمعى از أعلام جمهور اهل تسنّن اعتراف نمودهاند . حتّى ابن حَجَر در جائى كه حديث ثقلين را آورده است گفته است :
ثُمّ اعْلَمْ : حديث تمسّك به ثقلين داراى طرق كثيرى است كه از بيست و اندى صحابى روايت شده است ، و طرق مبسوطى از آن را در ضمن يازدهمين شبههء شيعيان و رافضيان ذكر كرديم « 2 » . و در بعضى از اين طرق اين است كه حديث را رسول خدا در حجّة الوداع در عرفه فرموده است و در بعضى ديگر در مدينه در مرض رحلت در حالى كه حجرهاش از أصحاب پر بود ، و در بعضى ديگر در غدير خمّ ، و در بعضى ديگر در
هامش
( 1 ) « المراجعات » طبع اوّل ص 15 از « معجم » طبرانى و « احياء الميّت » سيوطى و « اربعين الاربعين » نَبْهانى ؛ و پس از آن فرموده است : تو مىدانى كه خطبه آن حضرت در آن روز منحصر در اين چند جمله نبوده است ، زيرا به كسى كه اين چند جمله را بگويد ، نمىگويند : خَطَبَنَا ( براى ما خطبه خواند ) امّا سياست چه بسيار از زبانها را بست و قلمهاى كاتبان را نگه داشت و با وجود اين وصف ، اين قطره از آن دريا ، و اين دانه از آن خرمن كافى و وافى است و الحمد للّه .
( 2 ) ابن حجر در « الصواعق » در فصل پنجم از باب اوّل ، شبهات شيعيان را كه مجموعاً پانزده شبهه است ذكر مىكند و به نظر خود پاسخ مىدهد .