تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
ضلالت و تفرّق به گونه‌اى پيش آمد كه اميد زوال آن نمىرود ؟ و مراد رسول خدا از آن نوشته ، كتابت احكام نبود ، تا در پاسخش حَسْبُنَا كِتَابُ الله گفته شود . و اگر فرضاً مراد آن حضرت كتابت احكام بود ، باز شايد نصّ حضرت بر آنها سبب مصونيّت از ضلالت مىشد ، بنابر اين وجهى براى ترك سعى در انجام آن نوشته نيست ، و اكتفاى به قرآن غلط است . و اگر فرض كنيم آن نوشته رسول خدا هيچ اثرى نداشت مگر اينكه به مجرّد نوشته ، مصونيّت از ضلالت بود ، باز هم تركش جايز نبود و اعراض از آن به اعتماد آنكه كتاب الله جامع هر چيزى است ، كلامى است غير معقول . امّت اسلام نياز مبرم به سنّت مقدّسه دارند ، و بىنياز از آن به كتاب الله تعالى نيستند ، زيرا گرچه قرآن عظيم كتاب جامع و مانعى است امّا استنباط از آن براى همه كس مقدور نيست . اگر كتاب خدا ما را بىنياز از گفتار رسول خدا مىنمود خداوند به پيغمبرش امر نمىكرد تا آن را براى مردم بيان كند آنجا كه فرموده است :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
« 1 » ، « 2 » « ما قرآن را به سوى تو فرو فرستاديم تا آنچه را كه به سوى مردم فرو آمده است ، روشن و مبيّن سازى ! » و بعضى پاسخ داده‌اند از فعل عمر كه اين كار بر خلاف سيرهء آنها صورت گرفته
هامش
( 1 ) آيه 44 ، از سورهء 16 : نحل . ( 2 ) پاسخهائى كه در بحث يازدهم ، علماء عامّه در دفاع از عمر در ردّ نوشته رسول خدا داده‌اند ، و جوابهاى آن همگى از كتاب نفيس و ارزشمند « المراجعات » طبع اوّل 1355 قمرى مراجعه 87 و 88 ص 246 تا ص 251 مىباشد كه مرحوم آية الله سيد شرف الدين عاملى در سنهء 1329 به مصر مسافرت نموده و با يكى از اعلام علماى آنجا كه شيخ الاسلام مصر بوده بناى بحث را گذارده و بعداً بحث‌ها توسط نامه ردّ و بدل مىشده است . اين كتاب شريف تا حالا كه سنهء 1410 هجريه قمريه است بيست بار طبع شده است . مطالب آن مورد استقبال همه قرار گرفته و بسيارى از اهل تسنّن به بركت مطالعه آن شيعه شده‌اند . اين كتاب از كتب جاودانى است و مطالعه آن بر همه لازم است .