تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
و نشان كتباً اعلام كند . « 1 »

[ بحث هفتم علت ننوشتن رسول خدا نامه را بعد از نسبت هذيان به او ]

بحث هفتم : علت عدم كتابت رسول خدا صلّى الله عليه و آله است در وقتى كه عمر و همراهانش برنخاسته بودند و نرفته بودند ، كه چون بعضى از حضّار از پيامبر خواستند كه : اينك ما براى تو آنچه را خواسته بودى بياوريم ؟ ! فرمود : نه ! بعد از اين سخنانى كه گفتيد ، لازم نيست . در اينجا ممكن است كسى بگويد : چه اشكال داشت كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله بعداً چنين مكتوبى را مرقوم مىفرمودند و نزد أمير المؤمنين و يا عبّاس عموى خود مىگذاردند تا براى همه حجّتى قاطع باشد ، آن هم در مثل اين موضوع خطير كه سعادت امّت را متكفّل است و ايشان را از ضلالت نجات مىدهد ؟ پاسخ آن است كه : شرائط و موقعيّت چنان بود كه اگر رسول خدا صلّى الله عليه و آله اين كار را مىكردند حزب مخالف مىگفت اين كاغذ را رسول خدا از روى هَجْر و خَبْط دماغ - عِيَاذاً بِالله - نوشته است و در اين صورت تمام كلمات او در حال مرض حجّيّت ندارد . قرائن و شواهد طورى نشان مىدهد كه بدين مرحله تعدّى مىنمودند . آن كسى كه در حضور رسول خدا و در نزد جمعيّت أصحاب و زنان در پشت پرده چنين نسبتى بدهد آن انكار و نسبت هَجْر نيز براى او آسان بود كما اينكه به صدّيقه كبرى
هامش
( 1 ) ابن حجر در « الصواعق المحرقة » در اواخر فصل 2 از باب 9 ، ص 75 گويد : رسول خدا صلّى الله عليه و آله در مرض موت در حجرهء مباركه خود در وقتى كه مملوّ از جمعيّت بود فرمود : أيّها النّاس يُوشك أن اقبضَ قبضاً سريعاً فيُنطلق بى ، و قد قدّمتُ إِلَيكُم القولَ معذرةً إِلَيكُم ، ألا إنّى مُخَلّفٌ فيكم كتابَ ربى عزّ و جلّ و عترتى أهل بيتى . ثم أخذ بيد علىّ فرفعها فقال : هذا علىّ مع القرآن ، و القرآن مع علىّ لا يَفْترقان حتّى يَردَا عَلَىّ الحوضَ . الحديث . « اى مردم نزديك است مرا به زودى و به سرعت قبض كنند و ببرند و براى رفع عذر شما نزد خدا من گفتارم را براى شما تقديم مىكنم : آگاه باشيد كه من در ميان شما دو جانشين از خود مىگذارم ، كتاب پروردگارم و عترتم كه اهل بيت منند . و سپس دست على را گرفت و بلند كرد و گفت : اين على با قرآن است و قرآن با على است و اين دو تا از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . » اين حديث را نيز در « المراجعات » طبع اول ، ص 15 و 16 از « الصّواعق » نقل كرده است .