تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
مهربان رحمةً للعالمين ، در دم مرگ و حالت احتضار كلمه زشت « هَجَرَ رَسُولُ اللهِ » را نمىگفتند . آنها در اين لحظات آخر عمر پيغمبر أكرم كلمه وداعشان با او چه بوده است ؟ با « هَجَرَ رسول اللهِ » برخاستند و مجلس را ترك كردند ! و اى كاش يك لحظه مىفهميدند كه نياز مبرم و قطعى به همان نصّ و كتابت رسول الله دارند و قرآن بر ايشان كفايت نمىكند . زيرا قرآن است كه گفتار رسول خدا را حجّت كرده ،
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
« 1 » را با صداى بلند در خود گنجانيده است ، و مىفهميدند كه پيغمبر و امام روح قرآن است ، گفتار پيامبر و امام سند قرآن است ، قرآن بدون إمام همچون مَشك خالى و بدون آب است . امّا اى كاش و صد هزار كاش كه مىفهميدند و خودشان و امّت را به دنبال آرائشان تا روز بازپسين به ضلالت نمىبردند . ما چون به گفتار رسول الله صلى الله عليه و آله : ائْتُونِى أكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلّوا بَعْدَه « كاغذ و قلمى بياوريد تا براى شما نوشته‌اى بنويسم كه پس از آن گمراه نخواهيد شد ! » و به گفتار ديگرش در حديث ثَقَلَيْن : إنّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ مَا انْ تَمَسّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلّوا : كِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى ! « من در ميان شما دو متاع پر بها و گرانقدر را به يادگار از خود باقى مىگذارم ، هنگامى كه شما بدان تمسّك جستيد گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا ، و عترت من كه اهل بيت من است » نگاه مىكنيم ، و اين دو را با هم تطبيق و مقايسه مىنمائيم ، هر دو تاى آنها داراى مفاد واحدى هستند كه عدم گمراهى و ضلالت ابدى ، به يك نهج در هر دو تضمين شده است . بنابر اين وجود ثَقَلَيْن ( كتاب و عترت ) لازم است و در آن نوشته‌اى كه رسول خدا مىخواست بنويسد ، بدون شكّ « عَلَيْكم بعلىّ بن ابى طالب و وُلْده المعصومين من بعدى اماماً و خلِيفةً » و أمثال اين عبائر بوده است . و در حقيقت اين نوشته ، تفصيل إجمال حديث ثَقَلَين است كه رسول الله مىخواسته است آن ثَقَل ديگر را مشخص و معيّن و با نام
هامش
( 1 ) آيه 7 ، از سورهء 59 : حشر .