تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
در صلح حديبيّه ، آن واقعهء تاريخى را پيش آورد و خود جلودار و سر دستهء مخالف و اتّهام رسول الله به دروغ بود . « 1 » به طورى كه خودش براى كفّاره آن مىگويد : مَا زِلْتُ أصُومُ وَ أتَصَدّقُ وَ اصَلّى وَ اعْتِقُ مَخَافَةَ كَلامِىَ الّذِي تَكَلّمْتُ بِهِ « 2 » « پيوسته از آن روز تا امروز ، من روزه مىگيرم و صدقه مىدهم و نماز مىخوانم و بنده آزاد مىكنم از ترس آن كلامى كه به رسول خدا گفته‌ام . » « 3 » در قضيّه نماز گزاردن پيامبر بر جنازه عَبْدُ اللهِ بْنِ ابَىّ چنان با پيغمبر برخورد زشت و ناهنجار نمود و پيغمبر را از نماز بر جنازه او بازداشت كه بر مرد منافق چرا نماز مىخوانى ؟ و اين را همه تواريخ نوشته‌اند . « 4 » أمّا در رزيّه يوم الخميس شدّت ، قدرى بيشتر بود زيرا خود و همراهانش همگى در مجلس رسول خدا حاضر شدند و مجلس را بهم زدند ، و خود او نسبت هَجْر و ياوه و هذيان داد ، و همقطارانش او را تأييد كردند ، يعنى همگى نسبت هَجْر و ياوه و هذيان دادند به طورى كه مجلس را فَلَج كردند ، و پيامبر نتوانست به مرادش برسد
هامش
( 1 ) داستان نفاق و ارتداد عمر را در صلح حديبيّه با تفصيل ، اصحاب سير و تواريخ در كتب خود ذكر كرده‌اند ، از جمله بخارى در « صحيح » خود ، در كتاب شروط ، باب شروط در جهاد ، ج 2 ، ص 122 ، و مسلم در « صحيح » خود ، در باب صلح حديبيّه ج 2 ذكر كرده است . ( 2 ) سيرهء حلبيّه ، باب صلح حديبيّه ج 2 ، ص 706 . ( 3 ) آية الله سيّد شرف الدين عاملى در كتاب « النصّ و الاجتهاد » طبع دوم ص 160 گويد : امام احمد در مسندش از حديث مسوّر بن مخرمة و مروان بن حكم تخريج كرده است و حلبى در سيره خود و بسيارى ديگر از راويان أخبار در غزوه حديبيه ، تصريح نموده‌اند كه عمر شروع كرد به ردّ كردن گفتار رسول خدا . در اين حال ابو عبيده جرّاح به او گفت : أ لا تسمع يا بن الخطّاب رسول الله صلّى الله عليه و آله يقولُ ما يقول ؟ ! نعوذ بالله من الشيطان الرّجيم ! « آيا نمىشنوى اى پسر خطّاب كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگويد آنچه را كه مىگويد . از شيطان رانده شده به خداوند پناه مىبريم . » و حلبى و غير او گفته‌اند كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله در آن روز به عمر گفت : يا عمر إنّى رضيتُ وَ تأبَى ! « اى عمر من راضى شدم به حكم خدا و تو امتناع ورزيدى ! » ( 4 ) ما داستان عبد الله بن ابىّ را مفصلًا در ج 10 ، از « امام‌شناسى » در درس 142 تا 148 از ص 321 تا ص 345 آورده‌ايم .