آيا در چنين وضعيّت و زمينهاى اگر پيامبر نامهاى هم مىنوشت ، پاره نمىكردند ؟ مگر عمر سند فدك را كه فاطمه عليها السلام از ابو بكر گرفته بود ، در راه پاره نكرد ؟ و با خشونت نزد ابو بكر آمد و گفت : در اين موقعيّتى كه مسلمين نياز به مال دارند چرا سند را به فاطمه برگردانيدى ! ؟
حقير روزى در محضر مبارك حضرت سيّد الأساتيد ، آية الله علّامه طباطبائى قدّس الله نفسه الزّكيّة عرض كردم : اگر خداوند نام على را صريحاً مانند نام محمّد در قرآن مىآورد تا اين اختلاف عميق پيدا نشود ، چه مىشد ؟ فرمودند : به آسانى آن را از قرآن بر مىداشتند . فلهذا خداوند حِفْظاً لِكِتابه العظيم آن را در آنجا ذكر نفرمود .
بنابر اين با عدم ذكر نام على در قرآن ضررى به إسلام و ايمان و ولايت و مؤمنين نمىرسد ، آنان كه تابع سنّت و گفتار رسول الله هستند ، در زمان خود آن حضرت شيعه و شيفته على بودهاند . اينك هم در يوم الخميس كه رسول خدا نتوانست مكتوب را بنويسد ، باز هم از آن زمان تا به حال مؤمنين حقيقى شيعه و شيفته او مىباشند و امروز تشيّع چنان در سطح مورّب به طورى صعودى بالا مىرود كه در هر سال مبالغ خطيرى از أصناف و مذاهب مختلف دنيا ، بدين مكتب و مذهب روى مىآورند « 1 » .
هامش
( 1 ) همچون عالم جليل و علّامه كبير مجاهد قاضى قضاة سوريا - حلب ، الشيخ محمد مرعى امين انطاكى كه به مذهب تشيّع درآمد و كتاب « لما ذا اخترت مذهب الشيعة مذهب أهل البيت » را نوشت و اين اشعار از اوست :لما ذا اخترت مذهب آل طه * و حاربت الأرقاب فى ولاها
و عفت ديار آبائى و أهلى * و عيشاً كان ممتلئاً رفاها
لأنّى قد رأيت الحقّ نصّاً * و ربّ البيت لم يألف سواها
فمذهبى التشيّع و هو فخرٌ * لمن رام الحقيقة و امتطاها
و هل ينجو بيوم الحشر فردٌ * مشى فى غير مذهب آل طهحقير اين كتاب را مطالعه نمودهام الحقّ كتاب نفيس و ارزشمندى است . و همچون دكتر سيّد محمد تيجانى سماوى كه از اهل قفصه تونس است و كتابش به نام « ثمّ اهتديتُ » مىباشد ،