در حضور رسول خدا پائين آورده فروكش مىدهند ، آنها هستند كسانى كه خداوند دلهايشان را براى تقوى و پاكى آزمايش نموده است ؛ براى ايشان غفران الهى و أجر عظيمى است . »
در اين صورت براى از بين بردن امامت علىّ معصوم و خاندان طاهرينش ، صدا بلند كردن و غوغا و جنجال راه انداختن با موازين قرآن چه مناسبت دارد ؟ آن هم لَغَط و صداهاى بلندى كه رسول الله را آزرده كند !
بحث ششم : عمر مىدانست كه رسول الله صلّى الله عليه و آله يگانه اسوه حقّ و حقيقت و الگوى واقعيّت و نفى باطل است :
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً .
« 1 » « و از براى شماست در رسول خدا مادّه و منشأ تأسّى نيكو ، براى كسى كه اميد در خدا و آخرت بندد ، و خدا را زياد ياد كند . »
و مىدانست كه هر دعوت رسول الله صلى الله عليه و آله خواندن به سوى حيات و زندگى
هامش
الله داد و فرياد راه انداخته و با هم نزاع كردند . سيد شرف الدّين عاملى در كتاب « النصّ و الاجتهاد » طبع دوّم ص 196 و 197 گويد : سبب نزول اين آيات ، آن بود كه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله جماعتى از بنى تميم وارد شدند و درخواست نمودند از آن حضرت كه از ميان خودشان اميرى را بر آنان بگمارد . بخارى در « صحيح » خود ص 127 ، از جزء سوّم در تفسير سورهء حجرات تخريج كرده است كه ابو بكر گفت : اى رسول خدا قعقاع بن معبد را اميرشان گردان ! به اين گفتار مبادرت كرد و رأى خود را فوراً زودتر از رأى خود رسول الله وانمود كرد . پس از او عمر بدون درنگ فوراً گفت : بلكه أقرع بن حابس أخا بنى مجاشع را اى رسول خدا اميرشان گردان ! ابو بكر گفت : اى عمر ! تو پيوسته راه خلاف مرا دارى ! ابو بكر و عمر ، مراء و جدال و مخاصمه كردند و صداهايشان بلند شد . خداوند به پيرو آن ، اين آيات را نازل فرمود . به علّت سرعت ايشان در رأى و مقدّم داشتن نظريهء خود در برابر رسول خدا و بلند نمودن صداى خود را بالاتر از صداى رسول خدا .
آنگاه سيد شرف الدين آيهلا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّرا اين طور تفسير كرده است كه خداوند آنان را از گفتارى كه مشعر باشد كه ايشان در امور دخالت دارند نهى نموده است و يا گفتارى كه مشعر باشد كه ايشان عند الله و رسوله داراى وزنى هستند ، چون كسى كه صدايش را بلندتر از صداى ديگرى مىكند براى خود اعتبار خاصّى قائل است و صلاحيّت مخصوصى مىداند و اين امر از هيچ كس در نزد رسول خدا جايز و نيكو نيست .
( 1 ) آيه 21 ، از سورهء 33 : أحزاب .