خود ، رفض سنّت و بالنتيجه رفض كتاب كردهاند ، معذلك نام خود را بدون مسمّى و محتوى سنّى يعنى أهل سنّت و پيرو گفتار رسول خدا گذاردهاند و شيعيان را رافضى مىگويند ، با آنكه رافضى خودشان هستند و شيعيان سنّى واقعى و حقيقى . اين هم يكى از ترفندهاى آنهاست كه با اسم و نسبت غير صحيح ، خود را مُحِقّ و شيعه را مبطل مىشمرند .
[ بحث پنجم : آيا نسبت هجر و هذيان به رسول الله موافق قرآن است ؟ ]
بحث پنجم : آيا نسبت هجر و هذيان به رسول الله ، و يا گفتار قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ ، و بلند كردن صدا و فرياد و رأى رسول الله را كنار زدن و رأى خود را مقدّم داشتن از روى هر نظريّه و هر نيّتى باشد ، موافق قرآن است ؟ قرآن كه مىگويد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
. « 1 » « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، جلوى خدا و پيغمبر نيفتيد ! » در عمل و اراده اظهار نظر نكنيد ، رأى و عقيده خود را مقدّم نداريد و پيوسته از آنها تبعيّت كنيد و تابع و پيرو باشيد !
قرآن كه مىگويد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ
« 2 » « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، صداهاى خود را بلندتر از صداى پيغمبر نكنيد ، و با گفتار معمولى خود كه با يكديگر سخن مىگوئيد و تُنِ صدا شنيده مىشود ، با وى گفتگو مكنيد ، زيرا در اين صورت ، بدون توجّه و ادراك خودتان ، تمام اعمال حسنه و نيك شما حَبْط و نابود مىگردد . »
و به دنبال آن مىگويد :
إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ
« 3 » ، « 4 » « تحقيقاً آنان كه صداهاى خود را
هامش
( 1 و 2 و 3 ) به ترتيب آيه 1 تا 3 از سوره 49 : حجرات
( 4 ) حقيقةً شگفتآور است كه شأن نزول خود اين آيات دربارهء ابو بكر و عمر است كه در محضر رسول