مىشود رسول خدا صلّى الله عليه و آله مىخواسته است چيز ديگرى را ضميمهء قرآن كند ، و يا آن را حجّت براى مسلمين قرار دهد ، و عمر از ضميمه آن به قرآن و يا حجّيّت و ولايت آن مستقلّاً جلوگيرى مىنمايد و آن غير از عترت و وجود مقدّس علىّ بن أبى طالب و فرزندان معصومش چيز ديگر نيست .
و اين همان روايات متواتره ، بلكه ما فوق تواتر است كه شيعه و عامّه با صدها سند در كتب خود ذكر كردهاند كه رسول الله در مواقع متعدّدى از جمله در همين مرض مرگ به مسجد رفته و خطبه خواند و فرمود : إنّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى ! « من دو چيز ذىقيمت و متاع نفيس در ميان شما مىگذارم : كتاب خدا و عترت من كه اهل بيت من است . » و ما در همين بحث از شيخ مفيد در « ارشاد » « 1 » ، و از ابن سعد در « طبقات » « 2 » خطبهء رسول الله را در حال مرض در مسجد در پيرامون حجّيّت و خلافت قرآن و عترت با همين عبارت ذكر كرديم . « 3 » ، « 4 »
هامش
( 1 ) « ارشاد » ، طبع سنگى ، ص 97 .
( 2 ) « طبقات » طبع بيروت ، ج 2 ، ص 194 .
( 3 ) همين كتاب ، درس 181 تا 185 ص 75 و 76 .
( 4 ) از جمله ادلهء فاضحهء واضحه ، اعتراف شهرستانى و كلام اوست بر اينكه : گويندهء آن سخن عمر بوده است . علّامه حلّى در كتاب « منهاج الكرامة » از طبع عبد الرحيم ، ص 48 و ص 49 گويد : و قد ذكر الشهرستانى و هو أشدّ المتعصّبين على الاماميّة : إنّ منشأ الفساد بعد إبليس الاختلافات الواقعة فى مرض النبىّ صلّى الله عليه و آله ، فأوّل تنازع فى مرضه فى ما رواه البخارى بإسناده الى ابن عبّاس قال : لما اشتدّ بالنبىّ صلّى الله عليه و آله مرضه الّذى توفّى فيه ، قال : ائتونى بدواة و قرطاس اكتب لكم كتاباً لا تضلّوا بعدى ! فقال عمر : انّ صاحبكم ليهجر حسبنا كتاب الله ! و كثر اللّغَط . فقال النَّبىّ صلَّى الله عليه و آله : قوموا عنّى لا ينبغى عندى التنازع ! « شهرستانى كه از مخالفين سرسخت شيعه اماميّه است مىگويد : منشأ افساد و خرابى پس از ابليس ، اختلافى بود كه در مرض رسول خدا صلّى الله عليه و آله واقع شد . زيرا أولين نزاعى كه بنابر روايت بخارى با اسناد خود از ابن عباس روى داده است آن بود كه : چون مرض رسول خدا - همان مرضى كه در آن رحلت كرد - شدت يافت ، فرمود : براى من كاغذ و دواتى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه بعد از آن پس از من گمراه نشويد ! عمر گفت : تحقيقاً اين صاحب مصاحب شما