تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
است و چون نخواستند عين آن سخن را بياورند آن را تبديل به مفاد و معنى نموده‌اند . و آن كلمه همان هَجْر « 1 » است كه در پارسى به آن هذيان و ياوه گويند . شاهد ديگر ما مقايسه و مقارنه فيما بين همين روايات مذكوره است كه چون آنها را رديف نموده و با هم مقايسه كنيم بدون شبهه به دست مىآيد كه : گفتار عمر إنّ النّبِىّ يَهْجُرُ بوده است . بخارى در صحيحهء اوّل و دوم كه نام معترض را صريحاً ذكر كرده است كه عمر بوده است گفته است كه : سخن او قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ ( بر او درد غلبه كرده است ) بوده است و أمّا او در صحيحه سوم و نيز مسلم در صحيحه خود ، نام او را بخصوصه نبرده ، و با عنوان كلّى قَالوا ( گفتند ) ذكر كرده است و عين مَقول قول عمر را كه يَهْجُرُ بوده است آورده‌اند . فَقَالُوا : هَجَرَ رَسُولُ اللهِ . فَقَالُوا : إنّ رَسُولَ اللهِ لَيَهْجُرُ « 2 » . و ابن سعد در « طبقات » در روايتى كه از سعيد بن جبير ذكر كرديم مىگويد : فَقَالَ بَعْضُ مَنْ كَانَ عِنْدَهُ : إنّ نَبِىّ اللهِ لَيَهْجُرُ ( بعضى از آنان كه در حضور او بودند گفتند : پيغمبر خدا هذيان مىگويد . ) در اينجاها چون گوينده يَهْجُرُ بخصوصه مشخّص نشده است و با عبارت قالوا ( گفتند ) و يا قَالَ بَعْضُ مَنْ كَانَ عِنْدَهُ ( بعضى از كسانى كه در حضور او بودند ) ذكر شده است ، آوردن كلمه هَجَرَ و يَهْجُرُ ( هذيان گفت ، و هذيان مىگويد ) را مستهجن نشمرده‌اند و ذكر كرده‌اند . أمّا ما كه اين روايات را تطبيق و مقايسه مىنمائيم به خوبى براى ما روشن است كه : گوينده يَهْجُرُ در قالُوا ، و يا بَعْضُ مَنْ كَانَ عِنْدَهُ ، همان عمر است كه در آن روايات ، حِمَايةً له و لِشَأنه اين محرّفين و مُبدّلين و محاميان از اريكه استبداد و ستم ، آن را
هامش
( 1 ) هَجَرَ يَهْجُرُ هَجْراً فى نَومه أو مَرَضِه : خَلَط و هَذَى . ( 2 ) و حتى بخارى روايت اول را كه ما از او از كتاب طب فى باب قول المريض : قوموا عنّى با عبارت فقال عمر ذكر كرده است آورديم ، عين اين روايت را با همين لفظ و سند در كتاب النبّى باب مرضه از طبع بولاق ج 6 ، ص 9 و 10 ، قال بعضهم آورده است و بجاى « و من قائل : ما قال عمر » ، « و منهم من يقول غير ذلك » آورده است .