تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
تبديل به قَدْ غَلَبَ عَلَيْه الْوجَعُ كرده‌اند . و ما در يكى از روايات مُسْلِم بن حَجّاج ديديم كه : از عُمَر با عبارت أ هَجَرَ ؟ اسْتَفْهِمُوهُ ! ( آيا هذيان مىگويد ؟ از او بپرسيد ! ) آورده است . و معلوم است كه عبارت عمر استفهام و ترديد نبوده است و او به طور قطع گفته است ، هَجَرَ ( ياوه گفت ) . آنگاه بعضى از محاميان گفته‌اند : شايد هَجَرَ را به عنوان استفهام گفته است ، و در كتابت كه فرق ندارد ، آنگاه بعضى ديگر براى تثبيت و تأييد اين استفهام آمده‌اند و يك همزهء استفهام بر سرش درآوردند و أ هَجَرَ گفته‌اند و نوشته‌اند ، و سپس محاميان ديگر براى تثبيت أ هَجَرَ يك جمله اسْتَفْهِمُوهُ ( برويد و از رسول خدا سؤال كنيد كه آيا سخنش راست و جدّى بوده و يا هذيان مىگفته است ؟ ) را زياد كرده‌اند . و ما از اين قبيل تصرّفات ، در روايات بسيار داريم كه براى شخص خيبر ، مواقع و مواضع تغيير و تحريف روشن مىشود . و با بحثى كه ما در اينجا نموديم و آن عبارت از مقارنه و مقايسه روايات بخارى و مسلم و ابن سعد بود ، خوب روشن شد كه كلام عمر هَجَرَ و يَهْجُرُ بوده است ، و بدون شكّ تغييرات در كيفيّت عبارتِ روايات مختلفه ناشى از دستبرد و دخالت راويان و حديث پردازان مىباشد .

[ بحث سوم : مراد و منظور رسول خدا صلّى الله عليه و آله از نوشته چه بوده است ؟ ]

رسول خدا چه مطلبى را مىخواسته است بنويسد تا امّتش پس از او أبداً گمراه نشوند ؟ ما بَدواً اين جواب را مىتوانيم از خود گفتار عمر كه گفت : عِنْدَكُمُ الْقُرآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللهِ ( در نزد شما قرآن است ! براى ما كتاب خدا كافى است ) كه در صحيحه أوّل بخارى آمده است و ديگر : عِنْدَنَا كِتَابُ اللهِ حَسْبُنا ( در نزد ما كتاب خداست كه ما را بس است ) كه در صحيحهء دوم وى آمده است ، استخراج كنيم . يعنى بدون مراجعه به اخبار و شواهد تاريخ ، و روايات و قرائن موجوده ، از خود كلام عمر مىتوان مقصود رسول الله را از خواستن دوات و كتف به دست آورد كه چه مىخواستند بنويسند ؟ و آن عبارت حَسْبُنَا وَ كَفَانَا است . چون او در مقام اعتراض بر نوشتهء رسول الله مىگويد : قرآن براى ما بس است ، كتاب الله براى ما كفايت مىكند . معلوم