تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
قدرى بوده‌اند كه در مجلس رسول الله ايجاد دو دستگى كردند و فرياد برآوردند و حَسْبُنَا كِتَابُ الله گفتند ، تا به جائى كه با أصحاب مؤمن و مطيع كه در حجرهء رسول خدا بودند دو صفّ متمايز شده و بر آنها غلبه كنند ، صدفه بوده و به‌طور عادى خود به خود تحقق يافته باشد ؟ آن هم در اين مجلسى كه پيشدار حاضران عمر است ، و متكلّم اوست و رفقايش به دنبال سخن او بر گفتار رسول الله اعتراض كردند « 1 » در حديث أوّل بخارى ديديم كه ابن عبّاس مىگويد : أهل حجره اختلاف كردند و كار به خصومت كشيد . بعضى از ايشان گفتار رسول الله را تأييد مىنمودند كه : قَرّبُوا يَكْتُبْ لَكُمُ النّبِىّ كِتَاباً لَنْ تَضِلّوا بَعْدَهُ ، و بعضى از ايشان قول عمر را مىگفتند يعنى « رسول خدا هذيان مىگويد . » از اينجا معلوم مىشود : او پيشوا و پيشدار اعتراض بوده ، و او أوّل ناطق به هَجْرِ رسول الله بوده است .

[ بحث دوم : بدون هيچ شبهه جمله‌اى را كه عمر گفته است ]

، عبارت انّ رَسُولَ اللهِ يَهْجُرُ « رسول خدا ياوه و هذيان مىگويد » بوده است ، امّا اصحاب سنن و اخبار
هامش
( 1 ) از اخبار و احاديث عامّه به دست مىآيد كه عمر در مقابل رسول خدا كه اصحابى داشته است ، خود او نيز اصحاب و پيروان و دار و دسته‌اى داشته است . در كتاب « النصّ و الاجتهاد » طبع دوّم ص 177 از « سنن » ابى داود كه در هامش شرح زرقانى بر « مُوطّأ » مالك است و أيضاً در ص 103 از جزء دوم شرح زرقانى كه در هامش صفحه است در باب حجّ تمتّع و كراهت عمر از تمتّع با نسوان در ميان عمره تا زمان حجّ روايت مىكند كه : و هذا ما كَرِهَه عُمَر و بعضُ أتباعِهِ فقال قائلهم : أ نَنطلقُ و ذكورنا تقطر ؟ « اين امرى بود كه عمر و بعضى از مريدان و پيروان او نپسنديدند و گوينده آنان گفت : آيا ما براى حجّ به راه بيفتيم و از آلتهاى ما آب منى قطره قطره بريزد ؟ ! » و از طرفى چون ابو موسى اشعرى از اين مسأله از عمر پرسيد بنابر روايت امام احمد در ص 50 از جزء اوّل مسندش از حديث عمر ، عمر در پاسخ او مىگويد : قد علمت أنّ النَّبى صلَّى الله عليه و آله قد فعله هو و أصحابُهُ و لكن كرهتُ أن يضلّوا بهنّ معرّسين فى الأراك ثم يروحون بالحج تقطر رؤوسهم ! « من دانستم كه پيغمبر و اصحابش اين كار را كرده‌اند ، و امّا من ناپسند داشتم كه مردان با زنانشان در زير درختهاى اراك آميزش كنند و سپس در حالى كه از سرهايشان آب غسل جنابت جارى است به سوى حجّ رهسپار شوند ! » در اينجا درست مىبينيم كه عمر و اصحابش يك جانب و رسول خدا و اصحابش در جانب ديگر قرار گرفته‌اند . فافهم و تأمّل و اغتنم .