تسليم كرد » .
[ چند بحث ]
الآن كه مصادر اين حديث در اين رزيّه از كتب صحاح و سُنَنِ معتبر و درجه أوّل أهل سنّت مشخّص شد ، « 1 » ما در پيرامون مفاد و ما حصل از آن چند بحث داريم .
بحث اوّل [ : از اين روايات به دست مىآيد كه : اين واقعه ، واقعهء دفعيّه نبوده است ]
كه به مجرّد طرح رسول خدا بر كتابت ، آنها هم بَدءاً إنكار نموده باشند بلكه از قرائن مشهوده به دست مىآيد كه رسول خدا از توطئه آنان بر ضدّ حكومت على عليه السلام خبر داشته ، و بنابر همين اساس جيش اسامه را بعث فرموده است . و چون از اخبار داخل منزل حضرت از سوى حزب نسوان مخالف ، و از اخبار خارج كه به سمع مباركش در تأخير جيش اسامه و تخلّف ابو بكر و عمر مىرسيد ، خوب فهميده بود كه چه نقشههائى در كار است ، فلهذا بر اساس اين شواهد و مشهودات ، در چنين زمينهاى دوات و كتف طلب فرمود .
عمر و دستيارانش نيز بَدءاً و ابتداءً در اين مجلس بهطور تصادف و ناگهانى جمع نشدهاند بلكه آنها پيوسته در مجالس خود گرد هم آمده و در راه أخذ ولايت و امارت مسلمين نقشهها مىكشيدند ، و اين اجتماع او با همقطاران و همصداها با نقشهء قبلى بوده است . چطور متصوّر است كه حضور عمر با تمام أعوانش كه به
هامش
( 1 ) بسيارى از مطالب شيخ مفيد را در « ارشاد » كه ما در اينجا آورديم و روايات عامّه از بخارى و مسلم را مرحوم آية الله حاج سيد محسن جبل عاملى رحمه الله در كتاب « اعيان الشيعة » طبع دوم ، ج 2 ، ص 226 تا ص 232 ذكر كرده است . و بسيارى از اين روايات را سيّد بن طاووس در « طرائف » طبع مطبعه خيّام قم از ص 431 تا ص 435 تحت عنوان : « منع عمر النبىّ صلى الله عليه و آله عند وفاته أن يكتب كتاباً لا يضل بعده أبداً » از محمّد بن على مازندرانى در كتاب « اسباب نزول قرآن » و از حميدى در « جمع بين الصحيحين » و از « مسند » احمد حنبل و « صحيح » مسلم و « صحيح » بخارى ذكر نموده است و بحث كلامى دقيق فرموده است . خود به نام عبد المحمود عمر را در چندين مورد ، مورد خطاب و محاكمه و عتاب قرار داده است و با محكوميّت قطعيه وى ، گناه تمام امت و علت جميع اختلافات و پيدايش جنگها و كشتارها و نهب و غارتها و گمراهىهاى امت را پس از رسول خدا بر دوش عمر مىنهد و او را يگانه علّت و سبب انحراف معرّفى مىكند .