تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
حالى كه دستمالى بر سر بسته بود در ميان دو مرد به طورى كه پايهايش به زمين كشيده مىشد . در طرف راست او عبّاس بود و در طرف چپْ مردى دگر . عبيد الله راوى روايت گويد : ابن عبّاس به من گفت : آن مرد دگر كه در طرف چپ حضرت بود على بود « 1 » .

[ تكيه دادن رسول خدا به عباس و على عليه السلام و ورود به حجره عائشه ]

و طبرى در تاريخ خود ، با سند خود از عائشه روايت مىكند كه گفت : چون مرض به رسول الله رسيد و او در حجره‌هاى همسرانش به نوبهء خودشان گردش مىنمود ، و در حال به دو مرض در حجرهء ميمونه بود ، از زنان خود خواست در حجرهء من پرستارى شود ، آنها إجازه دادند . « 2 » رسول خدا از آنجا در ميان دو مرد كه از أهلش بودند خارج شد ، يكى فضل بن عبّاس و مردى ديگر ، به طورى كه گامهايش بر روى زمين كشيده مىشد و سر خود را بسته بود ، تا در حجرهء من داخل شد . عبيد الله راوى حديث مىگويد : من اين حديث را براى ابن عبّاس نقل كردم . گفت : مىدانى آن مرد دگر كه بود ؟ ! گفتم : نه . گفت : او علىّ بن أبى طالب بود ، و ليكن عائشه قدرت ندارد نام على را به نيكى برد ، در حالى كه مىتوانست بگويد ميان فضل بن عباس و علىّ بن أبى طالب « 3 » . اين روايات نيز به مضمون همان روايت شيخ مفيد است ليكن در اينجا فقط عائشه بجاى زبان باز كردن به نام على كه طاقتش را نداشته است به عبارت رَجُلٌ آخَر ( مردى ديگر ) بيان كرده است
هامش
( 1 ) « المستدرك على الصحيحين فى الحديث » ج 3 ، ص 56 . ( 2 ) در « طبقات » ابن سعد ، ج 2 ص 232 گويد : در روايت ابن شهاب است كه گويد : فاطمهء زهراء سلام الله عليها به زنان رسول خدا گفت : در خانه‌هاى زنها گرديدن براى رسول خدا مشقّت دارد ، و از آنها إذن گرفت تا از حجره ميمونه در هجره عائشه بيايد . ( 3 ) « تاريخ طبرى » طبع مطبعهء استقامت ، ج 2 ، ص 433 . و نظير اين روايت را ابن سعد در « طبقات » ج 2 ، ص 231 و ص 232 آورده است . و ابن هشام در « سيره » طبع چهارم بيروت ، ج 1 ، ص 298 .