تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
آنچه را كه ما در اينجا آورديم از عالم بصير فقيه و متكلّم شيعه أبُو عَبد الله محمّد بن محمّد بن نُعمان ، شيخ مفيد است كه در سال 336 و يا 338 متولّد ، و در سنهء 413 هجرى قمرى رحلت كرده و عظمت و جلالش از توصيف بيرون است .

[ منع عمر از آوردن قلم و دوات و نسبت ياوه گويى به پيامبر ]

علماى شيعه مىگويند : عمر مىدانست كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله مىخواهند كتباً وصيّت به أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب و إمامان از ذرّيّهء او تا حضرت قائم بنمايند فلهذا از آوردن دوات و كتف جلوگيرى كرد و مجلس را بهم زد و نسبت هذيان و ياوه‌گوئى به رسول الله داد و به همين جهت در مدينه ماند و از خارج شدن با جيش اسامه تخلّف كرد و صريحاً نقض سنّت رسول خدا را نموده ، و به گفتار آن حضرت : إنّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى نه تنها ترتيب أثر نداد ، بلكه با تمام قوا خود و دستيارانش در هدم آن كوشيدند . ما در اينجا اينك به حول الله و قوّته از معتبرترين كتب و صحاح أهل سنّت همين مطالب را مىآوريم و اثبات مىكنيم جميع اين مطالب و قضايا را خودشان ذكر كرده‌اند و مع‌ذلك كور كورانه و على العمياء بنابر تعصّب جاهلى از او تبعيّت مىكنند و از آن زمان تا به حال و تا ظهور امام بحقّ حضرت مهدى - عجّل الله فرجه الشريف - ظالمانه و ستمگرانه شيعه را منكوب و مخذول و مظلوم قرار داده و مىدهند . و بنابر اين إثبات امام‌شناسى ما بر أساس قول إجماعى و اتّفاقى است نه بر أساس خصوص أقوال علماء شيعه و روايات و منهاج أئمّهء آنها عليهم السلام . ما در اينجا به طورى بحث خواهيم نمود كه هر عالم متتبّع از أهل سنّت را متقاعد كند و خواه ناخواه او را در سلك تشيّع و إمامت كشد . زيرا بحث اجتهادى بر اساس مبانى مسلّمه خود آنها در اصول عقائد براى آنها الزامى است . ابن سَعْد در « طبقات » با سند خود از أبو مُوَيْهِبَه غلام رسول خدا روايت مىكند كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله در وسط شب گفتند : من مأمور شده‌ام براى أهل بقيع استغفار كنم ، بيا با هم برويم ! آن حضرت به راه افتاد ، من هم با او بودم تا به بقيع آمد و براى مردگان آنجا دعا