بنابر اين هيچ مدّعى نمىتواند ادّعا كند و هيچ آرزومندى نمىتواند آرزو داشته باشد كه وى بدون عمل به جهت ديگرى به بهشت مىرود و يا از جهنّم بر كنار مىشود . قسم به آن خدائى كه مرا به حقّ برانگيخته است ، چيزى نمىتواند نجات دهد مگر عمل انسان توأم با رحمت خداوند . و اگر من هم گناه كنم سقوط مىكنم . بار پروردگارا ! تو گواه باش كه آيا من تبليغ كردم و آنچه بر عهده داشتم رساندم ؟ ! « 1 » »
پس از اين خطبه ، پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله از منبر به زير آمد و با مردم نماز خفيفى ادا كرد و داخل منزلش شد و در آن وقت ، در حجرهء امّ سلمه بود ، و يك روز يا دو روز در آنجا توقّف فرمود . آنگاه عائشه به سوى امّ سَلمه - رضى الله عنها - آمد ، و از او درخواست كرد تا رسول خدا را به حجره خود برد و خود مباشرت مرض او كند ، و از ساير زنان رسول الله نيز درخواست كرد ، همگى إذن دادند ، و رسول خدا به حجرهاى كه عائشه در آن سكنى داشت منتقل شد ، و چند روز مرضش به طول انجاميد و شدّت كرد . بلال هنگام نماز صبح آمد و رسول الله صلّى الله عليه و آله در تاب مرض بود ، بلال ندا كرد : الصّلَاةَ يَرْحمكُمُ اللهُ . رسول خدا از نداى بلال متوجّه موقع نماز شد و گفت : بعضى از مردم با مردم نماز بخوانند . من الآن به توجّه نفس خويش
هامش
( 1 ) در « غاية المرام » ص 217 و ص 218 حديث أوّل از خاصّه از شيخ صدوق با سند متصل خود از حذيفة بن اسَيْد روايت مىكند كه گفت : شنيدم از رسول خدا صلّى الله عليه و آله كه مىفرمود : معاشر النّاس ! إنّى فَرَطُكم و أنتم واردون عَلَىّ الحوض ، حوضاً ما بين بُصرَى و صَنعاء ، فيه عدد النجوم قدحان من فضّةٍ ، و إنى سَائلُكم حتّى تردون عَلَىّ الْحوضَ عن الثّقلين ، فانظروا كيف تخلفونّى فيهما ؟ الثقل الأكبر كتاب الله سبب طرفه بيد الله و طرفه بيدكم ، فاستمسكوا به و لن تضلّوا و لا تبدّلوا فى عترتى أهل بيتى فانّه قد نبّأنى اللطيف الخبير أنّهما لن يَفْتَرِقا حتّى يَردا عَلَىّ الحوضَ . مَعَاشر أصحابى ! كأنّى على الحوض أنتظر من يرد عَلَىّ منكم ؛ و سوف تؤخّر اناسٌ دونى فأقول يا ربّ ! منّى و من أُمّتي . فيقال : يا محمد هل شعرت بما عملوا ؟ انّهم ما رجعوا بعدك يرجعون على أعقابهم . ثم قال : اوصيكم فى عترتى خيراً و أهل بيتى . فقام إليه سلمان فقال : يا رسول الله ! مَنِ الأئمّةُ بعدك ؟ أما هم من عترتك ؟ فقال : هم الأئمة من بعدى من عترتى عدد نقباء بنى اسرائيل تسعةٌ من صُلب الحسين ، أعطاهم الله علمى و فهمى ، فلا تعلّموهم فانّهم أعلم منكم ، و اتّبعوهم فانّهم مع الحقّ و الحقّ معهم عليهم السلام .